بهتر از شما ، و نه اهل بيتى برتر و نيكوكارتر از اهل بيتم نمىبينم ، خداوندا از من به شما پاداش نيكو دهد ، اين شب است كه سياهى و تاريكى آن شما را فرا گرفته ، پس آن را چون شتر رهوارى گرفته ، و هر يك از شما دست يكى از اهل بيتم را گرفته و در اين تاريكى شب پراكنده شده از صحنه بيرون شتابيد ، و مرا با دشمن واگذاريد چه آنان جز مرا نخواهند » .
( 1 ) برادران و فرزندان او و فرزندان عبد اللَّه « 1 » بن جعفر همگان هماهنگ گفتند : چرا چنين كنيم ، براى اين كه بعد از تو زنده بمانيم ، خدا هرگز چنين روزى را پيش نياورد ، و آغازگر اين سخن عباس بن على عليهما السّلام بود و ديگران در پى وى سخن گفتند .
راوى گويد : حسين عليه السّلام نظرى به فرزندان عقيل « 2 » افكند و فرمود : « شهادت مسلم براى شما كافى است ، همگان برويد و من به شما اجازت دادم » .
در روايت ديگر آمده : اين زمان بود كه برادران و تمام اهل بيت حسين عليه السّلام به سخن در آمده گفتند : اى فرزند رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله در بارهء ما مردم چه خواهند گفت ، و ما به مردم چه بگوييم ، ( بگوييم ) كه ما شيخ و كبير و سيّد و امام و فرزند دخت پيامبر را رها كرديم ، در ركابش تيرى از كمان ما نجسته ، نيزه در كف ما به كار گرفته نشده ، شمشير ما بر دشمن فرود نيامده ، نه به خدا اى فرزند رسول اللَّه ، هرگز از تو جدا نشده ، بلكه
هامش
( 1 ) - عبد اللَّه بن جعفر بن أبى طالب ، صحابى ، در حبشه متولّد شد و او اوّل فرزند از مسلمانان مهاجر به حبشه بود ، او مردى كريم بود كه بحر الجودش مىخواندند ، شعراء در مدحش مديحه سرايى كردند ، در صفين از امراء لشكر بود در سال 80 در مدينه وفات يافت ، جز اين نيز گفته شده است .
الاصابة ش 4582 ، فوات الوفيات 1 / 209 ، تهذيب ابن عساكر 7 / 325 ، الاعلام 4 / 76 ، زينب الكبرى .
( 2 ) - عقيل بن أبى طالب بن عبد المطّلب هاشمى قريشى ، ابو يزيد ، داناترين قريشى به ايام و مآثر و مثالب و انساب قريش و عرب است ، صحابى فصيح اللسان و سريع الجوابى بود ، او برادر على و جعفر و دو سال بزرگتر از آنهاست . در سال هشتم به مدينه هجرت كرد ، در اواخر عمر نابينا گرديد ، در ايام خلافت يزيد و شايد معاويه وفات نمود .
الاصابة : 5630 ، البيان و التبيين 1 / 174 ، الطبقات 4 / 28 ، التاج 8 / 30 و الاعلام 4 / 242 .