ترسيد كه مبادا اين از سايس عبيد اللَّه باشد ، ( 1 ) و بحريه دخت منذر ، همسر عبيد اللَّه بود ، عبيد اللَّه پيك را دار زد و به منبر رفت و به ايراد خطبه پرداخت ، و مردم را از مخالفت و دامن زدن به اخبار تشنّجزا بر حذر داشت .
[ حاكم شدن ابن زياد بر كوفه ]
آن شب را عبيد اللَّه به صبح آورد ، در بامداد برادرش عثمان بن زياد را در بصره به نيابت نهاده خود با شتاب عازم كوفه شد .
شام نزديك كوفه بماند و با فرا رسيدن شب وارد كوفه شد ، مردم را اين گمان افتاد كه حسين عليه السّلام است كه وارد شده ، شادمان شدند و به نزدش شتافته تا خير مقدم بگويند ، وقتى كه شناختند كه او ابن زياد است پراكنده گرديدند ، ابن زياد به دار الاماره رفت و شب را به صبح آورد ، بامداد به مسجد رفت و با ايراد خطبه مردم را از مخالفت با سلطان بر حذر داشته و وعدهء احسان به شرط اطاعت داد .
چون مسلم بن عقيل اين خبر بشنيد از ترس شناخته شدن از خانهء مختار خارج و به خانهء هانى بن عروة نزول كرد ، هانى از وى حسن استقبال كرد ، و رفت و آمد شيعه نزدش زياد گرديد ، و ابن زياد بر وى جاسوسها گمارد .
چون دانست كه مسلم در خانهء هانى است ، محمّد بن اشعث « 1 » و اسماء بن خارجه « 2 » و عمرو بن حجاج را فرا خواند و گفت : چه شده كه هانى به ديدن ما نمىآيد ؟
گفتند : نمىدانيم ، گفته شده : بيمار است .
گفت : اين را شنيدم و خبر رسيده كه شفا يافته و بر باب خانهاش مىنشيند ، و اگر بدانم كه بيمار است به عيادتش مىروم ، نزدش برويد ، و تذكّرش دهيد حقّ واجب ما را ناديده نگيرد ، چه دوست ندارم او كه از اشراف عرب است نزدم به فساد متّهم
هامش
( 1 ) - محمّد بن اشعث بن قيس كندى ، از اصحاب مصعب بن زبير است در سال 67 كشته شد . الاصابه شماره 8504 ، الاعلام 6 / 39 .
( 2 ) - اسماء بن خارجة بن حصين فزارى ، از تابعان بود و از شخصيتهاى طبقهء اوّل كوفه . در سال 66 ه . ق . بمرد .
فوات الوفيات 1 / 11 ، تاريخ الاسلام 2 / 372 ، النجوم الزاهرة 1 / 179 ، الاعلام 1 / 305 .