بيان آيه 59 تا 61
لغت :
مثل : عبارتست از گفتهاى كه در زبانها جارى و سارى است و چون در مورد چيزى به كار رود دلالت مىكند كه وضع و طريقه آن چيز همان طرز و راه مثل است .
تعالوا : اصل آن علو است و اصل آن رفتن به بالا است الا اينكه در اثر كثرت استعمال بمعنى آمدن با عجله است .
دربارهء ابتهال دو قول است اول بمعنى التعان : يكديگر را لعن كردن و افتعال بمعنى تفاعل ( دو نفر كه هر دو نسبت بهم كارى را انجام دهند ) مثل اشتوروا بمعنى تشاوروا .
بهله اللَّه : يعنى لعنه اللَّه ( خدا او را لعن كند ) و عليه بهلة اللَّه يعنى لعن اللَّه .
دوم : بمعنى نفرين براى هلاك كسى . . . گويد : نظر الدهر اليهم فابتهل - يعنى دهر بايشان نظر كرد و نفرين بهلاكشان نمود .
و بهل : لعن و لعن دورى از رحمت خدا بعنوان عقاب بر گناهست و لذا لعن غير گنهكار جايز نيست مثل لعن طفل و حيوان .
مورد و شأن نزول :
از ابن عباس و قتاده و حسن : چون پيامبر اكرم نصارى را به مباهله دعوت كرد از وى تا صبح فردا مهلت خواستند و چون ببزرگان خود مراجعه كردند و از آنها مشورت نمودند اسقف آنان گفت فردا بنگريد اگر محمد « ص » با اهل و فرزند خود آمد از مباهله بپرهيزيد و اگر با اصحاب خويش آمد پس مباهله كنيد كه كارى از او ساخته نخواهد شد . فردا صبح پيامبر آمد در حالى كه دست على را گرفته بود و حسنين در جلويش ميرفتند و فاطمه در پشت سر حضرتش ميرفت و نصارى هم كه اسقف در جلويشان بود آمدند و