نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ
: ( فرزندان خودمان را بخوانيم ) مفسران اجماع دارند كه مراد از ابناء و پسران پيامبر حسنين هستند . ابو بكر رازى گويد : اين آيه دليل است كه حسنين پسران رسول اللَّه هستند و فرزند دختر حقيقتاً فرزند انسان است و ابن ابى علان كه يكى از ائمهء معتزله است گويد اين آيه دليل است كه حسنين در آن حال مكلف بودهاند زيرا مباهله جز با بالغ جايز نيست . و اصحاب ( اماميه ) گويند كمى سن از حد بلوغ منافات با كمال عقل ندارد و احتلام كه در شرع حد بلوغ شناخته شده فقط براى احكام شرعيه است و سن حسنين در حال مباهله به حدى بوده كه مانع از كمال عقل آنها نيست بعلاوه دربارهء ائمه جايز است خرق عادت شود و اگر سن كودكى ايشان در آن وقت معمولا موقع كمال عقل در انسان نباشد ممكنست بحسنين استثنائاً و بطور خرق عادت كمال عقل داده شده باشد براى مكان معنوى و امامت ايشان در نزد خداوند و مؤيد اين مطلب قول نبى اكرم است كه در موقع كودكى آنها فرمود : اين دو پسرم « حسنين » امامند قيام كنند يا نكنند .
وَ نِساءَنا
: ( زنان ما ) همگى اتفاق دارند كه مراد فاطمه « ع » است بدليل اينكه جز او زنى در مباهله شركت نكرد و آيه نيز دليل بر فضيلت و برترى اوست بر همهء زنان جهان و مؤيد آن خبر نبوى است كه : فاطمه پارهء تن منست و خبر ديگر كه :
خداوند براى خشم فاطمه خشم مىكند و از خشنودى او خشنود ميگردد .
و حديث صحيح حذيفه است كه گويد : از پيامبر « ص » شنيدم كه ملكى آمد و مرا بشارت داد كه فاطمه سيد زنان جهان است .
و خبر ديگرى كه شعبى از مسروق از عايشه حديث مىكند كه پيغمبر بفاطمه چيزى سر بگوشى فرمود كه حضرت زهرا از آن خنديد از وى پرسيدم پيغمبر چه فرمود ؟ گفت فرمود آيا خشنود نميشوى كه سيد زنان اين امت باشى لذا خنديدم .
وَ نِساءَكُمْ
: ( يعنى هر كس از زنان خودتان كه ميخواهيد )
وَ أَنْفُسَنا
: ( و خودمان را ) مراد از نفس پيغمبر فقط على « ع » است زيرا خود پيامبر كه نميتواند مراد باشد زيرا او دعوت كننده است و معنى ندارد كه انسان خود را دعوت