2 - معروف چيزى است كه حسن و نيكى آن از نظر شرع و عقل شناخته و معلوم است و منكر چيزى است كه عقل و شرع آن را بد شمارد . اين معنى در واقع به معناى اول برميگردد .
از حضرت امام ششم « ع » روايت شده كه «
وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ
- ائمهاى بايد از شما باشند » و در بيان آيهء ديگر نيز بجاى
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ . . .
فرموده « كنتم خير ائمة . . . » در اين آيه دلالتى روشن است بر وجوب امر بمعروف و نهى از منكر و اهميت و موقعيت آن دو از نظر دين ، زيرا خداوند رستگارى مسلمين را به اين دو مربوط دانسته .
بيشتر متكلمان ايندو را واجب كفايى ميدانند و بعضى هم واجب عينى شمردهاند و اين قول را شيخ ابو جعفر اختيار كرده .
و نيز قول صحيح اينست كه وجوب ايندو فريضهء نقلى است كه بايد از قرآن و سنت وجوب آن دانسته شود ولى عقل دلالت بر وجوب آن ندارد مگر در زمينهاى كه از راه دفع ضرر باشد .
ابو على جبايى گويد : وجوب آنها عقلى است و دليل سمعى تأكيد حكم عقل است .
از ادلهء نقلى كه در اين باره آمده روايات زير است :
1 - حسن از پيغمبر ( ص ) روايت كرده است كه : هر كه امر بمعروف و نهى از منكر كند خليفه خدا و پيغمبر و قرآنست در زمين .
2 - درة بن ابى لهب گويد : شخصى خدمت پيغمبر اكرم آمد در حالى كه حضرت بر منبر بود پرسيد : يا رسول اللَّه بهترين مردم كيست ؟ فرمود آنكه مردم را امر بمعروف و نهى از منكر كند و آنها را از خدا بترساند و به او علاقهمند سازد .
3 - ابو درداء گويد : البته و حتماً بايد امر بمعروف و نهى از منكر كنيد و گرنه خداوند بر شما پادشاهى ستمكار مسلط كند كه نه ببزرگان شما احترامى گذارد و نه بر خردان شما رحم آورد و اخيار و خوبان شما دعا كنند و مستجاب نخواهد شد و ياور مىجوييد و يارى نخواهيد شد و فريادرس مىطلبيد و كسى بفرياد شما نميرسد ، آمرزش