خداست و درست نيست كه يهود انكار كند كه خداوند به ديگرى همانند كتاب و حكمتى كه به ايشان داده نيز بدهد - اين قول حسن و ابى على فارسى است .
2 -
وَ لا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ
كلام يهود است تا آخر « من اللَّه » و معنى چنين خواهد بود كه اى مسلمين همانا هدايت هدايت الهى است كه به كسى داده شود مثل آنچه بشما داده شده مثل
« يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا
يعنى ان لا تضلوا - بيان مىكند خدا حق را بر شما كه هلاك نشويد » او يحاجوكم يعنى ان لا يحاجوكم تا اينكه نتوانند با شما مخاصمه و احتجاج كنند چون دليلى ندارند و در اين صورت
« هُدَى اللَّهِ »
بدل الهدى است و خبر
« أَنْ يُؤْتى أَحَدٌ » « مِثْلَ ما أُوتِيتُمْ »
است . اين قول سدى و ابن جريح است .
ابو العباس مبرد گويد : در اينجا لا محذوف نيست ولى اضافه معلومست و اولى حذف شده و دومى جاى آن نشسته است و تقدير چنين است :
« قل الهدى هدى اللَّه » كراهة
« أَنْ يُؤْتى أَحَدٌ مِثْلَ ما أُوتِيتُمْ »
يعنى « بگو همان هدايت هدايت خدا است » چون كراهت دارند « كه خداوند به ديگران بدهد آنچه بشما داده » زيرا خداوند كاذب و كافر را دوست ندارد و لذا هدايت خدا از غير مؤمن دور است .
بعضى گفتهاند مراد از آيه اينست : بگو اى محمد همانا هدايت بخير هدايت خدا است پس اى يهود انكار مكنيد كه خداوند به ديگرى هم نبوتى را كه بشما داده بدهد .
أَوْ يُحاجُّوكُمْ
- ( به اين امر بشما محاجه كند )
عِنْدَ رَبِّكُمْ
- ( اگر اين را از او قبول نكنيد ) از قتاده و ربيع و جبايى .
و گفتهاند :
« إِنَّ الْهُدى هُدَى اللَّهِ »
يعنى همانا حق چيزى است كه خدا به آن امر كرده و بعد هدى را تفسير كرده بجمله
« أَنْ يُؤْتى أَحَدٌ مِثْلَ ما أُوتِيتُمْ أَوْ يُحاجُّوكُمْ »
پس آنچه آمده و داده شده شرع است و آنچه بوسيله آن احتجاج و استدلال شود عقل مىباشد و تقدير كلام چنين است : همانا هدايت الهى چيزى است كه از طرف او تشريع شده يا چيزيست كه عقل آن را پذيرفته پس قول دوم چهار قول و چهار شق مىشود .
3 - از اول تا آخر آيه كلام خدا است يعنى : اى مؤمنان ايمان نياوريد مگر