تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
كند و هميشه داعى غير از مدعو است و دعوت كننده نميتواند دعوت شده باشد پس حتماً مراد غير از نبى اكرم شخص ديگرى است و لذا حتماً اشاره بعلى عليه السلام است زيرا هيچكس نگفته كه غير از على و فاطمه و حسنين كسى در مباهله شركت داشته است و اين مطلب ( كه در آيه على نفس پيغمبر خوانده شده ) دلالت دارد بر علو مكان وى و درجه‌اى كه هيچكس به آن راه نيافته بلكه بنزديك آن هم نرسيده است و مؤيد آن از روايات يكى حديث شريف صحيح نبوى است كه پيغمبر درباره يكى از صحابه پرسيد كسى گفت على « ع » حاضر است حضرت فرمود من از نفس خود نپرسيدم كه على را نفس خود خوانده . و حديث ديگرى كه پيامبر « ص » به بريده اسلمى فرمود : اى بريده على را دشمن مدار كه او از من است و من از اويم مردم از درخت‌هاى متفرق خلق شده‌اند و من و على از شجره واحده آفريده شده‌ايم . و ديگر قول نبى اكرم است كه وقتى در جنگ احد على پيامبر را با دفاعهاى سخت خود از شر مشركان حفظ مىكرد جبرئيل به پيغمبر گفت على واقعاً با تو مواسات كرد . حضرت فرمود اى جبرئيل ، على از من است و من از عليم . جبرئيل گفت من هم از شمايم يا رسول اللَّه .
وَ أَنْفُسَكُمْ
( يعنى هر كه از مردانتان را كه ميخواهيد بخوانيد )
ثُمَّ نَبْتَهِلْ
: ( پس تضرع كنيم ) در دعاء ( از ابن عباس ) و گفته‌اند يعنى لعن كنيم و بگوييم خدا لعنت كند دروغگو را .
فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
: ( و قرار دهيم لعنت خدا را بر دروغگوى از ما ) . در اين آيه دلالت است كه آنها بحقانيت نبى اسلام معتقد بودند زيرا از مباهله خوددارى كردند و با پذيرفتن جزيه بذلت و خوارى خود اقرار نمودند و اگر معتقد نبودند ، مباهله را قبول ميكردند و اگر رسول اكرم هم بر نزول عقاب بر نصارى و ايمنى خود يقين نميداشت فرزندان و خواص اهل بيت خود را با همه محبتى كه بايشان داشت بمباهله نميكشانيد .