تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1272

مساهمون:

ص١٢٧٢
كسى را در اين بزم ساغر دهند * كه داروى بيهوشيش دردهند كسى ره سوى گنج قارون نبرد * وگر بُرد رَه باز بيرون نبرد نديدم در اين موج درياى خون * كز از او كس ببرد است كشتى برون اگر طالبى كين زمين طى كنى * نخست اسب بازآمدن پى كنى
( ناشناس ) * * *
همه بضاعت خود عرضه مىكنند آنجا * قبول حضرت حق تا كدام خواهد بود
( ناشناس )

3471 - به يادگار

سخن ماند از عاقلان يادگار * ز « سعدى » همين يك سخن گوش دار ! گنه‌كار انديشه‌ناك از خداى * بسى بهتر از عابد خودنماى
( سعدى ) * * *
شاها ! دل آگاه گدايان دارند * سررشتهء عشق بينوايان دارند
( ناشناس ) * * *
گنجى كه زمين و آسمان طالب اوست * گر درنگرى برهنه‌پايان دارند
( ناشناس )

3472 - ديوانه

از امير المؤمنين علىّ ابن ابى طالب عليه السّلام مروى است كه فرموده : حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله مىگذشت و من با وى بودم ؛ ناگه جماعتى پديدار شده ، فرمود : اين‌ها كيستند ؟ گفتند : ديوانه‌اى است . فرمود : اين بيمار است ، ديوانه آن است كه دست‌ها بالا كند و در رفتن تبختر نمايد و شانه‌هايش را متحرّك سازد و حسنه را از حق تعالى متمنّى گردد و بر معصيت خود مقيم باشد .