تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1271

مساهمون:

ص١٢٧١
خطوات‌اند . بعضى را فراسخ مانده كه به منزل رسد و برخى را اميال و بعضى را خطوات « نعوذ باللّه من الموت على غير عدّة » .

3468 - درد دل

ما بىتو دمى شاد به عالم نزديم * خورديم بسى خون‌دل و دم نزديم بىشعلهء آه ، لب نگشوديم * بىقطرهء اشك ، چشم برهم نزديم
( شاه طاهر )

3469 - پنهان‌كارى

ندانى كه شوريده‌حالان مست * چرا برفشانند بر رقص دست گشايد درى بر دل از واردات * فشاند سر دست بر كاينات حلالش بود رقص بر ياد دوست * كه هر آستينش جانى در اوست گيرم به نقاب دركشى رخسارت * يا پست كنى به رغم من گفتارت دانم نتوانى به نهفتن بارى * چستى قدّ و چابكى رفتارت
( سعدى )

3470 - صفات اللّه

جهان متّفق بر الوهيّتش * فرومانده در كُنهِ ماهيّتش بشر ماوراى جلالش نيافت * بصر منتهاى كمالش نيافت نه بر اوج ذاتش پرد مرغِ وهم * نه در ذيل وصفش رسد دستِ فهم درين ورطه كشتى فروشد هزار * كه پيدا نشد تخته بر كنار چه شب‌ها نشستم در اين سير گم * كه وحشت گرفت آستينم كه قم محيط است علم ملك بر بسيط * قياس تو بر وى نگردد محيط نه ادراك بر كُنهِ ذاتش رسد * نه فكرت به غور صفاتش رسد كه خاصان در اين ره فرس رانده‌اند * بلا احصى از تك فرومانده‌اند نه هر جاى مركب توان تاختن * كه جاجا سپر بايد انداختن اگر سالكى محرم راز گشت * ببندند بر وى در بازگشت