خطواتاند . بعضى را فراسخ مانده كه به منزل رسد و برخى را اميال و بعضى را خطوات « نعوذ باللّه من الموت على غير عدّة » .
3468 - درد دل
ما بىتو دمى شاد به عالم نزديم * خورديم بسى خوندل و دم نزديم
بىشعلهء آه ، لب نگشوديم * بىقطرهء اشك ، چشم برهم نزديم
( شاه طاهر )
3469 - پنهانكارى
ندانى كه شوريدهحالان مست * چرا برفشانند بر رقص دست
گشايد درى بر دل از واردات * فشاند سر دست بر كاينات
حلالش بود رقص بر ياد دوست * كه هر آستينش جانى در اوست
گيرم به نقاب دركشى رخسارت * يا پست كنى به رغم من گفتارت
دانم نتوانى به نهفتن بارى * چستى قدّ و چابكى رفتارت
( سعدى )
3470 - صفات اللّه
جهان متّفق بر الوهيّتش * فرومانده در كُنهِ ماهيّتش
بشر ماوراى جلالش نيافت * بصر منتهاى كمالش نيافت
نه بر اوج ذاتش پرد مرغِ وهم * نه در ذيل وصفش رسد دستِ فهم
درين ورطه كشتى فروشد هزار * كه پيدا نشد تخته بر كنار
چه شبها نشستم در اين سير گم * كه وحشت گرفت آستينم كه قم
محيط است علم ملك بر بسيط * قياس تو بر وى نگردد محيط
نه ادراك بر كُنهِ ذاتش رسد * نه فكرت به غور صفاتش رسد
كه خاصان در اين ره فرس راندهاند * بلا احصى از تك فروماندهاند
نه هر جاى مركب توان تاختن * كه جاجا سپر بايد انداختن
اگر سالكى محرم راز گشت * ببندند بر وى در بازگشت