تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1273

مساهمون:

ص١٢٧٣

3473 - قبول حجّ

چون حجّاج ، مناسك حجّ را به اتمام رسانند ، ايشان را گويند : « بنيتم بنيانا فلا تنقضوه ، و كفيتم ما مضى فاحسنوا فيما تستقبلون » . ترك معاصى ، از علامات قبول حج است . * صاحب « كافى » ، حديثى را در « كافى » ايراد نموده كه دلالت كند بر اين‌كه حجّ آدم از بهر قبول توبه بوده است . در حديث است : كعبه را هر لحظه هست هركه در آن‌جا و يا ميل قلبش به جانب آن باشد مغفور باشد و حبس دل از مكّه عذر است .

3474 - احسان

كلام يكى از حكما : اگر قدرت بر احسان داشته باشيد احسان كنيد ! و آن‌را كم مپنداريد ؛ چه كم درصورت احتياج سائل بيش از بيش است درحال غناى او . هم از كلام ايشان است : رحمت خدا بر كسى باد كه زبان از ناسزا گفتن ببندد و دست به سخاوت بگشايد .

3475 - خون‌افشان

بود كه بيند و رحمى نمايد اى همدم ! * ز گريه پاك مكن ! چشم خونفشان مرا
( ناشناس )

3476 - روزگار سرگردان

اگر بودى فلك را اختيارى * گرفتى يك زمان يك‌جا قرارى ز ما صدبار سرگردان‌تر است او * ز ما در كار خود حيران‌تر است او
( ناشناس )

3477 - نفرين

يا رب إن لم يكن في وصله طمع * و ليس لي فرج من طول هجرته فاشف السقام الذي في لحظ مقلته * و استر ملاحة خديه بلحيته
* * * خدايا اگر مرا در وصل او طمع نيست و از هجران او چاره ، پس دردى را كه از