تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1232

مساهمون:

ص١٢٣٢

3341 - وصف قوم

عربى در وصف قوم خود مىگفت : شير جنگ‌اند و باران زمين . در جنگ بكشند و در سخا ، غنى سازند .

3342 - نهر و جويباران

افلاطون گفته : ملك ، نهر و امرايش جويباران هستند . اگر نهر شيرين باشد ، جويباران نيز شيرين است و اگر نهر شور باشد ، جويبارانش شور است .

3343 - متضرر

بهرام گور گفته : استخبار از كسىكه تصديق در خير نكند ، ضرر رساند .

3344 - نيكوترين مال

معاويه ، صعصعة بن صوحان را گفت : تو مالك زبان خود نيستى و استقامت و كجى در كلام را نمىنگرى ؛ اگر استقامت كلام دارى ، افضل مال را از بهر من ذكر كن ! گفت : من نگفته‌ام تا كه كلام را در دل خود خمير نكرده باشم ؛ افضل مال ، نخل خرمايى است در زمينى پردرخت و گوسفند زردى است كه در سبزه‌زارى بچرد و يا چشمه‌اى كه در زمينى سست جارى شود . معاويه گفت : چرا طلا و نقره را نگفتى ؟ صعصعه گفت : اين دو ، سنگ‌هايى كوبيده شده‌اند ، كه اگر بدان‌ها رو كنى ، نابود شوند و اگر از آن‌ها روى بگردانى ، نمىافزايند .

3345 - بلاغت

از « ابن مقفع » سؤال نمودند كه بلاغت چيست ؟ گفت : ايجاز بدون عجز و اطناب بدون آن‌كه بيهوده گويند . ديگربار از او پرسيدند : از بلاغت بگو ! گفت : كلامى است كه اگر جاهل آن‌را بشنود ، در گمان افتد كه من نيز مثل آن توانم گفت .

3346 - مدح به دروغ

شخصى دو اعراب را ديد كه باهم در سخن گفتن برهم پيشى مىگرفتند ، ايشان را گفت : در كدامين بحث ، دروغ مىگوييد ؟ گفتند : در مدح تو .