تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1230

مساهمون:

ص١٢٣٠
كرده‌ام نه از زبان او .

3338 - فاعل

قاضى « ناصر الدّين بيضاوى » در تفسير قوله تعالى :
غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ
« 1 » گفته : نايب فاعل چنان‌كه مذهب « ابن مالك » و « ابن حاجب » است ، فاعل نيست و در سورهء « جن » ، به خلاف آن مذكور نموده :
قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ
« 2 » « انه استمع » را فاعل « أوحى » گفته چنان‌كه « جار اللّه » گويد .

3339 - غذاى صالحين

اگر مظاهر خليفه را كه مستهلك در ذات باشند اعتبار كنى مسمّى به « مقام جمع » است و اگر بدون استهلاك در انوار ذات اعتبار شود « مقام فرقش » گويند و « فرق » منقسم به دو قسم است : فرق اوّل و فرق دوم ، صوفى را مقصود از فرق اوّل « قبل الوصول » و از فرق دوم « بعد از وصول » است . فرق اوّل از بهر « محجوبين » و فرق دوم از بهر « كاملين » است كه گاهى آن‌را نيز فرق « بعد الجمع » و « صحو بعد المحو » و « بقاى بعد الفنا » و « صحو دوم » و غير اين عبارات و اصطلاحات خوانند و گويند : بيدارى است كه پس از بيهوشى حاصل آيد ؛ يعنى بعد از تجلّى حق سبحانه و تعالى ، عباد را اين است و يقين دانا نيست فانى و وجود دوم را كه به علت بعد الوصول وجود خفايى مانند عطا و ايشان را در نفس خود عقل و تصرف كرامت فرموده به خلاف آن‌كه بيشتر تصور كرده‌اند علمشان به تحقيق حق حاصل گردد . غذايى كه قوام بدن را لازم آيد اگر به آن‌چه كمتر از آن سودى ندهد اقتصار كنيم آن‌را « غذاى صالحين » گويند چنان‌چه مروى است : « عند اكل الصالحين تنزل الرحمة » خوردن اين است كه تناول كند به‌سان مضطرى كه به پستى مالش عالم باشد و چنان پندارد كه ادخال در شكم به‌سان دخول فضله به مستراح است و چنان داند كه نسبت انسان به فواكه و ثمار چون نسبت به سرگين است . اگر درخت نطق مىداشت مىگفت : تو فضله من خورى چنان‌كه جعل فضلهء تو را و چنان‌كه تو لقاطه مرا رغبت مىكنى ؛ مگس نيز راغب به لقاطه توست : غرض از اين امثال اين بود كه : معلوم
هامش
( 1 ) . سورهء فاتحه ، آيهء 7 . ( . . . نه راه غضب‌شدگان و نه گمراهان . ) ( 2 ) . سورهء جن ، آيهء 1 . ( بگو : به من وحى شده است كه تنى چند از جنّيان گوش فرا داشتند . . . . )
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1230 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى