تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1196

مساهمون:

ص١١٩٦
ما ذهب اللّه « ابن اعلم » و « محقّق طوسى » كه بيست و پنج‌هزار و دويست سال گفته كمتر است .

3230 - مهر معشوق

غمگين نيم ز صحبت گرم تو با رقيب * دانسته‌ام كه مهر و وفاى تو تا كجاست
( ميرزا شرف )

3231 - جفر

« جفر » ، بيست و هشت حروف است و هر جزوى ، بيست و هشت صفحه و هر صفحه ، بيست و هشت سطر و هر سطرى ، بيست و هشت بيت و در هر خانه ، چهار حرف است . حرف اول ، عدد جزو و حرف ثانى ، عدد صفحه و حرف ثالث ، عدد مسطور است و حرف رابع ، عدد « بيوت » . مثلا در جزو اوّل ، در صفحهء اوّل ، در سطر اوّل ، در بيت اوّل ، چهار الف مىنويسند و هكذا ؛ پس اسم جفر را از بيست بيستم ، از سطر هفدهم ، از صفحهء شانزدهم ، از جزو ثالث ، طلب كرد .

3232 - مذهب اشراق

بيشتر حكما بر آنند كه : فاعل افعال نباتيه و حيوانيه از تغذيه و تنميه و تصوير و غيرهم در نباتات و حيوانات جواهر لطيفهء و روحانيّه و از مبدأ فياض به آن افعال موكلند و شرع آن جواهر « ملايكه » گويد و اين مذهب ، مذهب اشراقيين است .

3233 - بحر عشق

بحريست بحر عشق ، كه هيچش كناره نيست * آنجا جز آن‌كه جان بسپارند ، چاره نيست آن دم كه دل به عشق دهى ، خوش دمى بُوَد * در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست ما را به منع عقل مترسان و مى بيار ! * كان شحنه ، در ولايت ما هيچ‌كاره نيست فرصت شمر طريقهء رندى ! كه اين نشان * چون راه گنج بر همه‌كس آشكاره نيست نگرفت در تو گريهء « حافظ » به هيچ روى * حيران آن دلم كه كم از سنگ خاره نيست
( حافظ )