* * * پدرم به فداى چهرهات كه گل و بهار من است . اى غزالى كه دردها و بلاهاى من را به باد نسيان دادهاى ! هرگاه كه مىخواهد مرا آرامش بدهد ، در قلب من شعله مىافزايد ، تو عصرها انيس من و روزها ورد زبان منى .
3184 - بهشت من
انت لنا جنّة و نار * يا شمس يا بدر يا نهار
تجنب الإثم فيك اثم * و خشية العار فيك عار
يخلع فيك العذار قوم * فكيف من ما له عذار
( ناشناس )
* * * تو براى ما بهشت و دوزخ و خورشيد و ماه و روزى ؛ دورى از گناه در تو گناه است و ترس از خوارى ، خوارى . قومى بهخاطر تو دست از آبرو شست پس حال آنكه آبرو ندارد چگونه است ؟
3185 - شايستگى
از امثال عرب است : اگر دزدى كنى ، مرواريد را بدزد و اگر زنا كنى با حرّ كن !
3186 - در مذمّت دروغگويى
از كلام يكى از حكما : دروغ مگو ! كه عاقبت ضرر رساند ، اگرچه در آن حالت نفعى در آن تصور كنى . راست گو ! كه عاقبت منتفع شوى ، اگرچه در آن حالت ضررى در آن استنباط نمايى ؛ گفتهاند :
« الكذب شرّ من اللّص » دزد مال مىبرد ، دروغگو عقل . علامت دروغگو ، سوگند خوردن است ، بدون اينكه او را مكلّف دارند .
3187 - امثال عرب
يك سال روزه گرفت و با بول افطار كرد .
هر شمشير تيزى روزى كند شود ، هر اسب خوبى روزى بر زمين خورد و هر عالمى روزى