تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1185

مساهمون:

ص١١٨٥

3191 - در وصف سردى هوا

شبها زدم هوا فسرده چو يخم * زانو به شكم كشيده همچون ملخم چنبر شده‌ام چنان‌كه مىنشناسند * كس موى زهار را ز موى زنخم
( كمال الدّين اسماعيل )

3192 - پيمان‌شكن

اى بىتو مرا اميد بهبودى نه * با من تو چنان‌كه بيش از اين بودى نه مىدانستم كه عهد و پيمان مرا * درهم شكنى ولى بدين زودى نه
( كمال الدّين اسماعيل )

3193 - حمايت رقيب

رقيب ! مانع قتلم چه مىشوى ، بگذار ! * كه مرگ پيش « ولى » بهتر از حمايت توست
( ولى )

3194 - تقبّل دوستى

قبول دوستى از من نمىكنى ، پس من * به دشمنى جهانى چه‌كار داشته‌ام
( ولى )

3195 - دلداده

مىكرد به غمزه سينه‌كاوى * پنداشت كه دل بجاست ما را
( وقوعى )

3196 - اميدوار

دست حاجت كشيده سر در پيش * آمدم بر درت من درويش مگرم رحمت تو گيرد دست * ورنه اسباب نامرادى هست
( احدى )