3191 - در وصف سردى هوا
شبها زدم هوا فسرده چو يخم * زانو به شكم كشيده همچون ملخم
چنبر شدهام چنانكه مىنشناسند * كس موى زهار را ز موى زنخم
( كمال الدّين اسماعيل )
3192 - پيمانشكن
اى بىتو مرا اميد بهبودى نه * با من تو چنانكه بيش از اين بودى نه
مىدانستم كه عهد و پيمان مرا * درهم شكنى ولى بدين زودى نه
( كمال الدّين اسماعيل )
3193 - حمايت رقيب
رقيب ! مانع قتلم چه مىشوى ، بگذار ! * كه مرگ پيش « ولى » بهتر از حمايت توست
( ولى )
3194 - تقبّل دوستى
قبول دوستى از من نمىكنى ، پس من * به دشمنى جهانى چهكار داشتهام
( ولى )
3195 - دلداده
مىكرد به غمزه سينهكاوى * پنداشت كه دل بجاست ما را
( وقوعى )
3196 - اميدوار
دست حاجت كشيده سر در پيش * آمدم بر درت من درويش
مگرم رحمت تو گيرد دست * ورنه اسباب نامرادى هست
( احدى )