تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1179

مساهمون:

ص١١٧٩

3168 - ترك بدىها

« بو ذر جمهر » گفته : از مشاهدات خود ، خوب را شعار و بد را ترك نموده‌ام ؛ چنان‌چه منع غير را ، از سگ و سحرخيزى را در ارادهء خود ، از گراز آموخته‌ام .

3169 - ظرف دل

ظرف از مظروف ضيقت حاصل كند به‌جز از ظرف دل كه از وفور علم وسعت يابد .

3170 - محقّق تهمت

از كلام اعراب است : اغراق در اعتذار محقق تهمت است .

3171 - رخت طاعت

اى درين بتكدهء طبع فريب * برده غوغاى بتان از تو شكيب سنگ بر بتكدهء آذر زن ! * در جهان صيت خليلى افكن ! تاج عزت ز سر عزّى كش ! * رخت طاعت بدر مولى كش ! ثنوى اهرمن و يزدان گوى * تافت از انجمن ايمان روى عيسوى شد به سه گويى افزون * خيمه از ساحت دين زد بيرون تو به صد بت چه به صد بلكه هزار * بلكه بيرون ز ترازوى شمار كرده روى دل و هر نفسى * مىپزى در ره ايمان هوسى
( حديقه سنايى )

3172 - وقوع زلزله

در يكى از كتب تاريخى مسطور است : در ايّام « مكتفى باللّه عبّاسى » هنگام سحر ، بدون اين‌كه لكه ابرى مشاهده شود زلزله واقع شد ؛ ستاره‌ها بالتمام از نظر ناپديد شدند . يكى از ثقات گفته : در زلزله سال نهصد و شصت و سه ، آب جارى در جوى ايستاده روان نمىشد .

3173 - هم‌صحبت نيكو

از كلام بزرگان : چنان‌كه هشيار را مخاطب مستان نسزد ، عالم را هم‌صحبت جهلا سزاوار نيست .