تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1181

مساهمون:

ص١١٨١
من تبدلت علينا * و من اخترت سوانا نحن لا ندرى انك * اخترت فلانا و فلانا نحن لا نعجل بالاخذ * على عبد عصانا قل لنا اى قبيح * قد جرى منّا و بانا كم تتبعنا مراضيك * و لم تتبع رضانا كم دعوناك الينا * و علينا تتوانا كم توقعناك لل * صلح و طوّلت الزمانا كم رأيناك على ذنب * و أما كنت ترانا كم أمرناك و خالفت * هوانا في هوانا هكذا الحر الموافى ؟ * هكذا كان جزانا ؟
* * * به آن‌كه از ما روى برگردانده ، بعد از آن‌كه ما بوديم و آن‌كه عشق ما در سر داشت و روى برگرداند و جفا كرد بگو : چه كسى را جايگزين ما كردى و به جاى ما اختيار نمودى . ما نمىدانيم كه تو فلانى و فلانى را بر ما برگزيدى بلكه ما به گرفتن بردهء عاصى شتاب نمىكنيم بگو كه كدامين عمل زشت را مرتكب شدى و از ناحيهء ما به تو رسيد ، چقدر ما طلب رضايت تو كرديم و تو به دنبال رضايت ما نبودى ؟ چقدر تو را به خويش خوانديم و بر ما شوريدى ؟ چقدر تو را به صلح خوانديم و زمان را به تأخير انداختى ؟ چقدر تو را در حال گناه ديديم و تو ما را نديدى ؟ چقدر تو را فرمان داديم و تو به‌خاطر هواى نفس خويش مخالفت درخواست ما نمودى ؟ اين راست رسم جوانمرد وفادار ؟ اين جزاى ما بود ؟

3180 - عشق به مولى

يكى از اهل تسنّن ، مقدارى گندم ، جهت يكى از اهل تشيّع فرستاده آن‌را قبول نكرد ؛ پس قدرى خاك با آن آميخته باز از بهر وى فرستاده ، آن‌را قبول نمود و اين اشعار را به او نوشت :
بعثت لنا بذاك البرّ برّا * رجاء للجزيل من الثواب رفضناه عتيقا و ارتضينا * به إذ جاء و هو أبو تراب
* * * براى ما آن گندم را فرستادى به قصد خوبى و انتظار پاداش و بهاى آن‌را