3162 - شناخت دشمن
جز به ضد ضد را همى نتوان شناخت * چون ببيند زخم بستايد نواخت
لاجرم دنيا مقدم آمده است * تا بدانى قدر اقليم الست
گويى آنجا خاك را مىبيختم * وين جهان پاك اندرو مىريختم
3163 - شبزندهداران
در « عيون » آمده : از امام رضا عليه السّلام پرسيدند : از چهرو شب ، زندهداران را چهره نيكوست ؟
فرمود : از آنرو كه خود را براى حق تعالى خالص كردند ، پس خدا ايشان را در نور خود پوشاند .
3164 - ياد مرگ
« عمر بن عبد العزيز » ، علما و صلحا را هر شب جمع مىكرد ، پس به ياد مرگ و قبر چنان مىگريستند كه گويا بر جنازهاى مىگريند .
3165 - در طلب روزى
در كتاب « معيشت » آمده است : « ابا عمر شيبانى » ، امام صادق عليه السّلام را ملاحظه كرد كه در بوستان خود به كشاورزى مشغول است ، جامهاى درشت در بر ، بيلى در دست و عرق از جبين ، روان عرض كرد : بدهيد به من تا كمكتان كنم . فرمود : دوست دارم مرد در طلب روزى خود ، در گرماى آفتاب آزار ببيند .
3166 - طالب
از كلام يكى از بزرگان : هيچچيز سختى امور را پيش از اينكه در طلب چيزى مسافرت كنى و بدان دست يا بى ، نمىكاهد .
3167 - قناعت
« ابو الفضل بديع همدانى » گفته : اگر بسيار نباشد ، به كم قناعت كن ! اگر شراب نباشد ، به سركه درساز ! اگر باران نباشد ، به شبنم كفايت نما ! كم در بغل به از پيشى است كه در نزد غير باشد .