حضرت اسماعيل عليه السّلام و عبد اللّه عليه السّلام باشند .
2833 - ره رستگارى
اگر در جهان ، از جهان رَستهايست * دَر از خلق بر خويشتن بستهايست
تو ، روى از پرستيدن حق مپيچ ! * بِهِل ! تا نگيرند خَلَقت به هيچ
( سعدى )
2834 - خصومت
يكى از حكما گفته : امر كسى را كه با وى مخاصمت كنى آسان مگير كه در ظفر ستايش نشنوى و اگر درمانى ، معذورت ندارند .
2835 - با بزرگان
ممازجت با بزرگان مكن كه با تو عداوت ورزند و با دونان مياميز كه بر تو جرى شوند .
2835 - حقشناسى
به شهرى دراز ، شام ، غوغا فتاد * گرفتند پيرى مباركنهاد
هنوز اين حديثم به گوش اندر است * چو قيدش نهادند بر پا و دست
كه گفت : ارنه سلطان اشارت كند * كه را زهره باشد ؟ كه غارت كند
بيايد چنين دشمنى ، دوست داشت * كه مىدانمش دوست بر من گماشت
اگر عزِّ جاه است اگر ذُلِّ قيد * من از حق شناسم ، نه از عمرو و زيد
ز علّت مَدار اى خردمند ! بيم * چو داروى تلخت فرستد حكيم
بخور ! هرچه آيد ز دست حبيب * نه بيمار داناتر است از طبيب
2837 - قلبى زير جامه
لا تحسبوا بدني تحت الثياب فما * ابقى الهوى في ثيابي غير أثوابي
* * * در زير لباس بدنى براى من نمانده بهجز قلبى كه در زير جامه به جاى