تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1081

مساهمون:

ص١٠٨١

2824 - حق مؤمن

در كافى كلينى از « ابان بن ثعلب » روايت كرده است : ابى عبد اللّه عليه السّلام را گفتم : حقّ مؤمن بر مؤمن چيست ؟ در جواب گفت : حقّ مؤمن بر مؤمن است كه مال خود را در بين مؤمن و خود تقسيم كند . باز گفت : اى ابان ! دانى خداى عزّ و جل آنان را كه ديگرى بر نفس خود اختيار كنند و از محتاج‌اليه از براى ايشان بگذرند ؟ ذكر فرموده گفت : آرى پس ابا عبد اللّه عليه السّلام فرمود : مال را كه به مناصفه در بين تقسيم كنى ، نه اختيار نمودن ديگرى است بر خود ، بلكه ايثار وقتى مىشود كه آن نصف ديگر را به وى دهى .

2825 - نفى معاد

آنان‌كه نفى معاد را مىكنند ، مبناى كلامشان بر استبعاد است . گويند بعد از تفرّق و تشتّت عظيم كه بند از بند جدا شود و هر ذرّه‌اى از اجزاى بدن ، به موضعى افتد ، چگونه جمع آن صورت ، حصول يابد ؟ در جواب گوييم : در نزد شما ثابت است كه منى فضله هضم رابع و مانند سايه در اطراف و اكناف اعضاى بدن منبعث و متفرّق است قوّهء شهوانيه اجزاى طليه را بعد از تفرّق و اثبات در اعضا به ادعيهء منى جمع آورد و هم بديهى است كه منى از اغذيهء متفرّقه‌اى متولّد و غذا نيز ، از عناصر اربعهء متباعده ، حاصل شود پس آن‌كه در اول جامع اين اجزاى متفرّقه و متباعده است ، بر جمع اجزاى متفرّقهء متباعدهء بدن نيز قادر است و كريمهء
قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ
« 1 » اشاره بر اين دليل است .

2826 - لفظ جلاله

« سيّد شريف قدّس سرّه » در اختلاف و اشتقاق لفظ جلاله و اختلاف در نفس جلاله گفته : چنان‌كه عقل عقلا از اجتناب ذات و صفات به انوار عظمت در ذات و صفات الهى متحيّرند ؛ در لفظ اللّه نيز متحيّر و گوييا از انوار حاجبه ذات اشعّه به لفظ جلاله منعكس گشته ، چشم مستبطران را خيره ساخته و اختلاف كرده‌اند در اين‌كه آيا آن لفظ ، سريانى و يا عربى است ، اسم است يا صفت و يا مشتق است .
هامش
( 1 ) . سورهء يس ، آيه 79 . ( بگو : همان كسىكه نخستين بار آن‌را آفريد زنده‌اش مىكند و او به هرگونه آفرينشى آگاه است . )