در هواى تو ، از همهء مردم دورى جستم و زن و فرزند را بىسرپرست گذاشتم ، تا تو را بينم . اگر در عشق تو ، مرا پارهپاره كنند ، دلم به ديگرى ميل نكند .
* * *
أحب التقى و النفس تطلب غيره * و إني و إياها لمصطرعان
فيوم لها مني و يوم أذلها * كلانا على الأيام معتركان
* * * پرهيزكارى را دوست مىدارم و نفس چيز ديگرى مىطلبد و ما با يكديگر در كشمكش هستيم روزى بر من دست مىيازد و روزى ديگر او را به ذلّت مىكشانيم و و هر دو با روزگار در ستيزيم .
2831 - مهلت
اى اجل ! آنقدر صبر كن ! امروز كه من * لذّتى يابم از اين زخم كه بر جان من است
* * *
راضى به غم جداييم خواهى ساخت * بيگانه ز آشناييم خواهى ساخت
جور تو زياده از حد صبر من است * مشهور به بىوفاييم خواهى ساخت
( ناشناس )
2832 - ابن الذبيحين
بيان معنى قول حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله كه فرموده : « أنا ابن الذبيحين » در رؤيا جاى چاه زمزم را به عبد المطلب نمودند و به حفر آن مشغول گشت ، از خواب كه بيدار شد شروع به حفر آن نموده ، بعضى از اعراب به مقام ممانعت درآمدند پس حرب پسر خود را به دفع ايشان برگماشت و با خداى خود عهد كرد ، اگر ده پسر بالغ به وى كرامت فرمايد ، يكى را فى سبيل اللّه قربانى كند .
حضرت آفريدگار ده پسر به وى كرامت فرموده از عهدى كه كرده بود ياد آورد ، قرعه در بين اولاد انداخته به نام عبد اللّه نشست وى را آورد كه قربانى كند ، اكابر و اشراف قبول نكردند گفتند : ده شتر بيار و در بين شتران و عبد اللّه ، قرعه انداز اگر باز قرعه به اسم عبد اللّه نشست ، ده شتر ديگر بر آن بيافزا و همچنين ده ده بر آنها اضافه كن تا به اسم شتران نشيند پس ده ده ، تا شمار آنها به صد رسيد شتر افزودند تا كه قرعه به نام شتران نشست بعد از آن ، آنها را ذبح كرده و انسان و وحوش را از لحوم آنها منع نكردند بدين جهت حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله فرموده : « أنا ابن الذبيحين » كه