تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1079

مساهمون:

ص١٠٧٩
شيخ در فتوحات ، در باب سيصد و بيست و يكم گفته : برزخ ثانى ، غير برزخ اوّل است . برزخ اوّل ، مسمّى به « غيب امكانى » و برزخ ثانى مسمّى به « غيب محالى » است ؛ زيرا آن‌چه در برزخ اوّل است ، ممكن است كه به عالم شهود رسد . ليكن رجوع وقايع برزخ ثانى به عالم شهود ، محال ممتنع است ، كم‌كسى را ميسّر شود مگر در آخرت « و اللّه اعلم بحقايق الامور » .

2818 - خوشى دنيا

مسرة أحقاب تلقيت بعدها * مساءة يوم اذبها شبه الصاب فكيف بان تلقى مسرة ساعة * وراء تلقيها مساءة أحقاب
( ناشناس ) * * * خوشى يك روزگار را روزى ناخوشى ذوب مىكند . پس چگونه است خوشگذرانى ساعتى كه پس از آن روزگارى ناخوشى خواهد بود .

2819 - شتابان در معاش

مروى است : « عمرو بن هبيره » ، عربى را ديد كه شتر عزم را عرق‌ريز شتاب نموده به جانب وى ، در تك و پوست ؛ فى الفور به احضار وى فرمان داده ، گفت : بدين‌گونه دوان و شتابان چرايى ؟ در جواب به آن اشعار مترنّم گرديد :
اصلحك اللّه قل ما بيدي * فما أطيق العيال اذ كثروا الح دهري على كلكلة * فارسلوني إليك و انتظروا
* * * خدا كار تو را نيك سازد ! كه تهيدستم و توان هزينهء نانخوران بسيار خويش ندارم . روزگار ، مرا از خويش بازداشته است و خانواده‌ام مرا به تو فرستاده‌اند و چشم‌به‌راه دارند . عمر از اين سخن متأثّر شده ، سخاوتش به شكر خندهء احسان لب گشود و گفت : منشين ! آنان‌كه شما را بدين‌كار نامزد و به نزد من فرستاده ، در انتظارند كه از جانب من ايشان را به شربت دينارى ، از علّت فاقه رستگار كنى . در دم مبلغى زر سرخ به وى عطا كرده به جانب اهل و عيال روان ساخت .