چو چشم سر ندارد طاقت و تاب * توان خورشيد تابان ديد در آب
چو از وى روشنى كمتر نمايد * تو را ادراك ، آن دم مىفزايد
چو مبصر از بصر نزديك گردد * بصر ز ادراك او تاريك گردد
ندارد ممكن از واجب نمونه * چگونه داندش آخر ؟ چگونه ؟
( گلشن راز )
2815 - حرارت
قرشى گفت : حرارتى كه غذا را براى خوردن آماده كند يا ملاقى آن طعام است و يا ملاقى نيست . اگر ملاقى باشد ، يا هوايى است كه آن را شيئى گويند و يا ارضى است كه اخگر و آتش باشد ، آن را « تكبيب » خوانند و حرارتى كه به توسط ديگ بدون اينكه چيز ديگر به آن طعام مخلوط باشد در آن طعام اثر كند آن را « غلى » مىگويند و اگر با روغن مخلوط باشد « تطجين » نامند و اگر آبش داخل كنند « طبخ » خوانند .
2816 - مشقّت ابدى
در « كشّاف » عند قوله تعالى :
قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا
« 1 » مذكور است : هركه خود را از مشقّت يك ساعت بپرهيزد به مشقّت ابدى گرفتار و در عداد جهّال معدود شود .
2817 - برزخ ارواح
« قيصرى » در شرح « فصوص الحكم » مذكور نموده : برزخى كه ارواح ، بعد از مفارقت از نشأت دنيويه در آن مىباشند ، غير برزخى است كه در بين اجسام و ارواح مجرّده است ، چه مراتب تنزّلات وجود و معارجت وجود دوريست و مرتبهاى كه پيش از نشأت دنيويّه است ، مرتبهء آخر از تنزّلات است و مرتبهاى كه بعد از آن است ، آخر مرتبه از مراتب معارج است و صورى كه به خلاف برزخ اول ، در برزخ اخير به ارواح ملحق مىشوند ، صور اعمال و نتيجهء افعال سابقهاند كه در نشأت دنيويه واقع شدهاند پس برزخ اوّل ، غير برزخ ثانى است ليكن هردو در اينكه عالم روحانى و جواهر نورانى و غير مادّىاند شريك و مشتمل بر مثال عالماند .
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيهء 81 . ( . . . بگو : آتش جهنم سوزانتر است . . . . )