تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1071

مساهمون:

ص١٠٧١
تو مگو ما را به آن شه بار نيست * با كريمان كارها دشوار نيست عور و تور و لنگ و لوك و بىادب * سوى او ميغيج و او را مىطلب ! وعدهء فردا و پس‌فرداى تو * انتظار حشر باشد واى تو !
( مثنوى معنوى )

2797 - محصل

مرا به مدرسه‌ها بيش از اين به كسب علوم * قرار مدرسه و فكر درس بودى كار
( حكيم انورى )

2798 - عجايب خلقت

در « كشاف » عند قوله تعالى :
إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها
« 1 » مذكور است كه : در جلدى از كتب مندرسه ، جانورى را ديدم كه مگر از حركت به نظر درآمدى و الّا از كوچكى بدون حركت محسوس و مرئى نمىشد و چون دستش مىزدى از آن خطا مىشد و آسيبى بدان نمىرسيد . منزه است خدايى كه صورت اين موجود و اعضاى ظاهر و باطن و چگونگى خلقت و ما فى الضمير آن را درك مىكند . لامحاله در مخلوقات از آن كوچك‌تر بسيارند ؛
سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ .
« 2 »

2799 - انابه

يا من يرى مد البعوض جناحها * في ظلمة الليل البهيم الاليل و يرى عروق نياطها في نحرها * و المخ في تلك العظام النحل اغفر لعبد تاب من فرطاته * ما كان منه في الزمان الأول
* * * اى آن‌كه در تاريكى شب‌هاى ظلمانى بال گشودن پشه‌اى را مىبيند و نيز رگ‌هاى آويخته بر گلوى آن‌ها و مغز استخوان زنبورها را ، از بنده‌اى كه در
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 26 . ( به راستى خدا ابايى ندارد از اين‌كه به پشه‌اى يا فوق آن مثل زند . . . . ) ( 2 ) . سورهء يس ، آيهء 36 . ( پاك است آن [ خدايى ] كه همهء زوج‌ها را آفريد ، از آن‌چه زمين مىروياند و از خودشان و از آن‌چه نمىشناسند . )