كرده شود ، سيّئات و عذر ايشان در نزد كرام الكاتبين واضح است .
ليكن اهل تقوا را نور در ملاء اعلى درخشنده و شكوفههاى آمال در باغ مسكوت فروزنده ؛ پس تو نيز اداى فرايض را بر خود لازم گردان و بر توسن بدلگام نفس رايض زجر بگمار كسوت نفس خود را از خوف و خشيّت حقتعالى كن و ازجمله آنان مباش كه با خداى خود خيانت كنى ؛ افعال قبيحهات در روز حشر تو را افعى و اعمال غير صحيحت در اهوال قيامت تو را كورى قول صادق تو را قوّت دهد و قناعت رفعت بيفزايد .
2788 - سخاوت
به شادى شغل عالم درج مىكن ! * خراجش مىستان و خرج مىكن !
نصيحت بين كه آن هندو چه فرمود * كه چون مالى بيابى خرج كن زود !
گشايى بند ، بگشايند بر تو * فروبندى ، فروبندند بر تو
بزرگى بايدت دل در سخا بند * سركيسه به بند كند نابند !
( نظامى )
2789 - افسوس
از من آموخت شيخ افسوس زدن * بر بام صلاح ، كوس ناموس زدن
رفتم كه به پير دير هم ياد دهم * آيين بت و طريق ناقوس زدن
( مير دردى يزدى )
2790 - عيب نفس
ان المرآة لا تريك * خدوش وجهك في صداها
و كذلك نفسك لا تريك * عيوب نفسك في هواها
* * * زنان خراشيدگى صورتت را در خاطرخواهيشان به روى تو نمىآورند ، همين گونه نفس عيوب تو را در عشق به خودش ، به تو نمىگويد .