* * *
خرسندى را به طبع دربند ! * مىباش بدانچه هست خرسند !
اجرتخور دسترنج خود باش ! * گر محتشمى به گنج خود باش !
نزديك رسيد كار مىساز ! * با گردش روزگار مىساز !
جز آدميان هرآنچه هستند * بر شقّهء قانعى نشستند
در جستن رزق خود شتابند * سازند بدانقدر كه يابند
آنگاه رسى به سربلندى * كايمن شوى از نيازمندى
خرسند ، هميشه نازنين است * خرسندى را ولايت اين است
از بندگى زمانه آزاد * غم شاد به او و او به غم شاد
( ليلى و مجنون )
2785 - آدمى قاعد و موت ، قائم
كسىكه حسن مآب را بداند از گناه راجع مىشود ؛ آب به معنى « رجوع » است كسىكه ايمان به قرآن بياورد توبه مىكند و آنكه از عذاب اليم انديشناك باشد مىگدازد . اى قاعد ! موت قائم است تو در خوابى و يا خود را نخفته ، خفته مىگويى از حفوات بيش از فوات به توبه مبادرت كن كه خبايا و مرگ هالك وفاتك به نفس خوانده .
2786 - نماز
يكى از اكابر گفته : نماز ، معراج عارفان و وسيلهء مذنبان و بستان زاهدان است و در حديث وارد است : « الصلاة عمود الدين » در كلام مجيد در يكصد و دو موضع صلات مذكور شده است .
2787 - صعود
« كفعمى » رحمه اللّه گفته : اى ابن آدم ! آگاه باش و مستعد آن شو كه از بهر آن مخلوق شدهاى به دنيا غرورى حاصل نكن كه آب خوشگوار در او نيست و معينى كه به صدق يمين مشهور باشد در آن نباشد . پس سعادتمند آنكه منزل دنيا را خراب دارد ، اگرچه دنيا به هردو دست در او چسبيد طوبى از بهر كسىكه ترك جلال الاجل اللّه كرده باشد و بهجز از حضرت حقتعالى بر زبان نارد و بر قبّهء تقوا صعود نموده در اوج طاعات جا گزيند فسّاق قربى ندارند كه راهنماى در امر ايشان