تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1053

مساهمون:

ص١٠٥٣
بچيند ، يا رخم را به بوسه‌اى گل بخش ، يا اجازت به چيدنش فرما .

2741 - رحم بر بنده

و قل لعينيك بنفسى هما * يخففان السقم من عبدك
( سيّد رضى ) * * * به چشمانت بگو جانم فدايشان ، بيمارى را بر بردهء خويش كمتر كنند .

2742 - آخرين عاشق

قد برح الحبّ بمشتاقك * فأوله احسن اخلاقك لا تجفه وارع له حقه * فانّه خاتم عشاقك
( ناشناس ) * * * عشق ، عاشق تو را به ستوه آورده است . او را به اخلاق نيكوى خويش بيالاى ، ستم بر او روا مساز و حق او را مراعات ساز كه او خاتم عشاق توست .

2743 - صبر آزاده

لا تنكروا حسن صبري * ان اوجع الدهر ضربا فالعبد اصبر جسما * و الحر اصبر قلبا
* * * حسن صبر مرا انكار نكنيد ، هرگاه كه ضربهء روزگار شديد مىشود ، چرا كه برده را صبر جسم زياد است و آزاده را صبر قلب .

2744 - تابطّ شر

غارى در حوالى قبيلهء « هذيل » در وسط بلندى كمر واقع و هرساله « تابط شرّ » كه گرگ نفسش با سگ درّنده در يك قلّاده و پاى فكرتش در افروختن ناى ره شرارت با پاى ابليس لعين بر يك جاده بوده ، از آن غار به قسمى كه وى را به ريسمان‌هاى دراز فرومىهشتند انگبين برون آورده ؛ قبيلهء هذيل نيز كه از صدور اين حركت به خون او تشنه بودند جاسوس برگماشته كه از آمدنش
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1053 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى