* * *
سهل است از رقيب تنزّل اگر كنى * هرچند دشمن است ببين در ميانه كيست
( ناشناس )
2628 - بازى دنيا
ربيع از ابى عتاهيه پرسيد : حالت چهسان است ؟ گفت :
اصبحت و اللّه في مضيق * هل من دليل على الطريق
أف لدنيا تلاعبت بي * تلاعب الموج بالغريق
* * * به خدا قسم ! در تنگنا امور مىگذرانم و آيا راه نجاتى براى من هست ؟ اف بر دنيا باد ! كه با من چنانكه موج با غريق بازى مىكند ، بازى كرد .
2629 - وجوب اصلاح بر خداوند
شيخ « علاء الدوله » در يكى از رسايل خود گفته : زمرهاى را كه گفتهاند اصلاح بر حقتعالى واجب است ، چون متمسك به كريمهء كتب على نفسه الرحمه شدهاند تكفير جايز نيست و آنكه از وجوب هارب و گفته هيچ بر حقتعالى واجب نيست از سسوات رب الارباب از وجوب گريزان شده تعنّت او هم جايز نمىباشد ؛ چه سالك مسالك متأدبين بوده در اين مسئله قول فصل آن حضرت ربّ الارباب از به هردارى كه خود بنا فرموده شرّ مطلق را نيافريده تو با وجود جهل و نادانى عمارتى را مشتمل بر حرمسرا و بيوتات متعدّده از مطبخ و اصطبل و مبرز بنا كنى و بعضى از پرستاران خود را يكى به منادمت و ملازمت و يكى به فراش و جاروبكش و يكى به تون تاب و مبتر دواب قرار دهى و بعضى را لباس خشن درپوشى اگر معترضى به سبيل اعتراض بگويد چرا اين خانه را حمام و آن را حرمسرا و اين را مطبخ و آن را اصطبل ساختهاى و پرستارانت را چرا جملگى لباس فاخر نپوشانيده و خانهها را چرا همه يكسان به فرش مزيّن نساختهاى ، آيا تو بدان معترض استهزا مىكنى يا نه تو را فى الواقع صلاح كلّ من حيث الكل منظور بوده ؛ اگر چنانچه او مىگفت : چنان مىكردى هرآينه مخالف ضابطه مىبود پس حكيم حق و عظيم مطلق را نيز صلاح حال كلّ من حيث هو كل مطمح نظر است .