نحن الذين أتى الكتاب مخبرا * بعفاف أنفسنا و فسق الألسن
( صفى الدين حلى )
* * * ما كسانى هستيم كه آيات قرآن درباره ما خبر داده : زبانهايمان ناراست و فاسق است ولى دل و جانمان پاك و پاكيزه است . « 1 »
2404 - تصديق كلام
يا هند ما في زماني * مساعف أو مساعد
قولي صدقت و إلّا * فكذبيني بواحد
* * * اى هند ! در زمانه ما ، هيچدوست نزديك و يارىگرى نيست . اين كلام مرا تصديق كن و قبول نما و اگرنه حداقل در يكى از اين دو صفت مرا تكذيب كن .
2405 - گذر عمر
سر برآور ! كه وقت بيگه شد * تو ، به خوابىّ و كاروان بگذشت
( ناشناس )
2406 - در دام افتاده
دلدار اگر به دام خويشم فِكَنَد * وز نو ، نمكى بر دل ريشم فكنَد
ترسم به غلط ربوده باشد دل را * بيند كه همان است به پيشم فِكَنَد
( قاسم بيك حالتى )
2407 - عاشق حقشناس
بر روى دلم نواخت يك زمزمه عشق * زان زمزمهام ز پاى تا سر همه عشق
حقّا ! كه به عهدها نيايم بيرون * از عهدهء حقگذارىِ يكدمه عشق
( قاسم بيگ حالتى )
هامش
( 1 ) . اين بيت ضمن قصيدهاى است 50 بيتى در مدح پادشاه زمان ؛ توجيه بيهوده و بىارزش است ؛ زيرا هيچگاه شاعر نبايد در مسير اداى معانى از كلمات فساق استفاده نمايد .