تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 924

مساهمون:

ص٩٢٤
ما عليها أحد يسوى * على الخيرة فلسا
( ابن ابى حازم ) * * * دورى از كسان را غنيمت دار و به تنهايى خويش راضى باش ! چراكه در اين زمانه كسى را ارزش آن نيست كه نيكى تنهايى خود را فداى او سازى .

2344 - عالم و زر

يكى از ملوك ، كيسه‌اى پر از زر به يكى از فقها داد . فقيه گفت : بند كيسه را هم ببرم ؟ ملك گفت : كيسه را بگذار تا احتياجى به بند آن نداشته باشى !

2345 - شاكى از روزگار

إلى اللّه أشكو أن في النفس حاجة * تمر بها الأيام و هي كما هيا
( ابو فراس ) * * * به سوى خدا شكايت مىبرم از حاجتى كه در دل دارم ، كه روزگار بر آن گذشت و آن ، هم‌چنان است كه بود .

2346 - شكايت از روزگار

جمح الزمان فما لذيذ خالص * مما يشوب و لا سرور كامل
( ابو طيب ) * * * زمانه از من رم مىكند و در آن لذتى خالص از شائبه‌ها و سرورى كامل مشاهده نكردم .

2347 - ردّ بذل دين و دنيا

لو لا شماتة أعداء ذوي حسد * أو اغتمام صديق كان يرجوني لما خطبت إلى الدنيا مطالبها * و لا بذلت لها مالي و لا ديني
( محمّد بن غالب )