تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 906

مساهمون:

ص٩٠٦
از نود نقصان كن ، باقى ارتفاع قطب بروج است .

2286 - سزاى مزاح

يكى زنى ، را كه كفش پاره پوشيده بود ، ديده وى را گفت : كفشهاى تو خنده مىكند . زن گفت : آرى ، هروقت فاسقى را بيند ، خود را از خنده مانع نتواند شد . شخص گفت : اين سزاى كسى است كه مزاح كند .

2287 - در وادى محبّت

از كلام « عبد اللّه بن معتز » : برادران در وادى محبّت سفر كنند تا به وثيقه مىرسند و چون بر وثيقه رسيدند ، عصاى سير را دور افكنند و در جاى خود اطمينانى حاصل نمايند . گروه نصايح را به وى آرند و از مخيّبات ضماير و مخفيّات قلوب ايمن شوند و عقدهء تحفظ را به كلّى واكنند و لباس تملّق را خلع نمايند .

2288 - نصيحت‌پذير

لما نظر العذّال حالي بهتوا * في الحال و قالوا لوم هذا عنت ما نعرض غير أنّنا نعذله * من يسمع من يعقل من يلتفت
* * * آن‌گاه كه سرزنش‌كنندگان حال مرا ديدند تعجب كردند و گفتند : سرزنش اين فقط خستگى است و هيچ فايده‌اى ندارد . ما هيچ‌گاه از سرزنش او به كنارى نمىرويم و لكن بايد كسى را ملامت كرد كه بشنود ، عاقل باشد و متوجه شود .

2289 - ناشكيب

على بعدك لا يصبر من عادته القرب * و لا يقوى على هجرك من تيّمه الحبّ إذا لم تنظر العين فقد سمّرك القلب
( دلف بن جحد ) * * * بر دورى تو صبر نمىكند آن‌كه عادت به همجوارى با تو دارد . و تحمل هجران تو را نمىتواند داشته باشد آن‌كه عشق ، او را ديوانه و از خود بىخود كرده
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 906 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى