1863 - در بزرگوارى « حمى »
از قول ابن تميم در بديع تشبيه همراه حسن تعليل :
إنّي لأشهد للحمى بفضيلة * من أجلها أصبحت من عشّاقه
ما زاده أيام نرجسه فتى * إلا و أجلسه على أحداقه
* * * همانا من براى حمى ( معشوق خيالى ) شهادت مىدهم به بزرگوارى و عظمتى كه از براى آن ، من عاشق او شدهام . هيچ شخصى از در خانهء او وارد نشد مگر اين كه او را بر مژههاى چشمش جاى دهد .
1864 - شراب هدايت
ابياتى از امام غزالى كه در « منهاج العابدين » وارد شده :
ظفر الطالبون و اتصل الوص * ل و فاز الأحباب بالأحباب
و بقينا مذبذبين حيارى * بين حد الوصال و الإجتناب
فاسقنا منك شربة تذهب الغمّ * و تهدي إلى طريق الصواب
* * * همانا خواهندگان پيروز شدند و دوستان به همديگر رسيدند و ما همچنان در شك و ترديد بين حدّ وصل و هجران باقى مانديم . پس از خودت به ما شرابى بنوشان تا غم و غصه را ببرد و ما را به راه راست هدايت نمايد .
1865 - در احوال عاشق
يقول حبيبي و قد زارني * فبتّ لطلعته أسهد
إذا كنت تسهر ليل الوصال * فليل الصدود متى ترقد
( شيخ عارف عبد القادر جيلانى )
* * * معشوق را چون ديدار كنم ، تا صبحگاه به تماشاى زيبايى چهرهاش نشسته ، نخوابم . او به من مىگويد : « هرگاه شب وصل را تا صبحگاه بيدار مىمانى در شبهاى هجران چگونه خواب چشمان تو را فرامىگيرد » .