تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 757

مساهمون:

ص٧٥٧

1857 - وقت خصومت و محبّت

حكيمى پسران خود را به سبيل نصيحت گفت : خصومت با كس مداريد ! اگرچه بدانيد از آن كس متضرّر مىشويد و ترك محبّت كس مكنيد ، اگرچه انگاريد از وى متنفّع نمىشويد ؛ زيرا بر شما معلوم نيست كه چه‌وقت از عداوت اعدا مىترسيد و يا كى اميد به محبّت دوست داريد .

1858 - لام كىّ

و مستتر من سنا وجهه * بشمس لها ذلك الصدغ فيّ كوى القلب منّي بلام العذار * و عرّفني أنها لام كيّ
( ناشناس ) * * * و كسىكه از درخشش صورت خود به‌وسيلهء آفتاب بر پيشانى پوششى قرار داده است تا من نتوانم به صورت او خيره شوم ؛ قلب مرا سوزاند به‌وسيله آن موهاى بافته و آويزان كه به‌مانند لام بوده است . « 1 » * گويا اين كلام ابن فارض است كه در توريهء بيشتر بيان شده است .
نصبا أكسبني الشوق كما * تكسب الأفعال نصبا لام كيّ
( ابن فارض ) * * * عشق و شور همواره مرا دچار سختى و نصب مىنمايد ؛ همان‌طوركه افعال با « لام كى » منصوب مىشوند . « 2 »

1859 - بلاى بىنهايت

و من البلوى التي ليس * لها في الناس كنه أنّ من يعرف شيئا * يدّعي أكثر منه
( ناشناس )
هامش
( 1 ) . در اين بيت « لام كى » اشاره به يك قاعده نحوى دارد كه هرگاه حرف لازم در جمله باشد كى را مستتر مىگيرند و كى حرف ناصب مىباشد كه فعل بعد از خود را منصوب مىنمايد پس درواقع با كى كه در عبارت نسبت فعل منصوب مىشود و لام را علامت كى مىگيرند . ( 2 ) . همان .