122 - دانايى و نادانى
« محمد بن سيرين » را از حال كسى كه از شنيدن قرآن بىهوش مىشد ، پرسيدند ؛ گفت : وعدهء ما و او اين باشد كه بر ديوار بلندى اقامت كند و قرآن را از فاتحه تا خاتمه بر او بخوانند . اگر فرو افتاد ، معلوم است در آن حال صادق است و چه خوش سرودهاند در اين باره :
لو كنت تعلم ما أقول عذرتني * أو كنت أعلم ما تقول عذلتكا
لكن جهلت مقالتى فعذلتني * و علمت أنك جاهل فعذرتكا
* * * اگر تو مىدانستى من چه مىگويم مرا مىبخشيدى ، و اگر مىدانستم تو چه مىگويى ، تو را سرزنش مىكردم ، ليكن تو نمىدانى من چه مىگويم ، پس مرا سرزنش كردى ، و من دانستم تو جاهلى ، پس تو را بخشيدم .
123 - تفسير اسم در بسم اللّه
اكثر مفسّرين برآنند : لفظ اسم در بسم اللّه ، مقحم و زياد است چنانچه در قول « لبيد » است كه ، در صد و چهل و پنج سالگى مىگفت :
و لقد سئمت من الحياة و طولها * و سؤال هذا الناس كيف « لبيد » ؟
* * * از روزگار خود و درازى آن مأيوس شدم و از اينكه مردم هماره احوال مرا مىپرسند .
هنگام احتضار خطاب به دخترانش چنين سروده است :
تمنى ابنتاى أن يعيش أبوهما * و هل أنا من ربيعة أو مضر
فقوما و قولا بالذى تعلمانه * و لا تخمشا وجها و لا تحلقا شعر
و قولا هو المرء الذي لا صديقه * أضاع و لا خان الخليل و لا غدر
إلى الحول ثمّ اسم السلام عليكما * و من يبك حولا كاملا فلقد عذر
* * * دخترانم آرزو مىكنند كه پدرشان زنده بماند و مگر من به جز از ربيعه يا مضر نيستم . پس به پا خيزيد و آنچه مىدانيد بگوييد و هرگز صورت خود را نخراشيد و گيسوان خويش را پريشان نكنيد و بگوييد او كسى بود كه هيچ دوستى را از دست نمىداد و نسبت به همنشين خويش خيانت نمىورزيد . تا سال بگذرد و آنگاه سلامت بر شما باد ، كه هركه تا يك سال بگريد ، معذور است .