1821 - معاش با عقل
انو شيروان ، « بوذر جمهر » را گفت : مرد را چه از همه بهتر است ؟ گفت : عقلى كه بدان معاش كند . گفت : اگر عقل نباشد ؟ گفت : چند تن از اخوان دنيوى كه وى را رهنمونى كنند . گفت : اگر برادر نباشد ؟ گفت : مالى كه بدان در نظرها معزّز گردد . گفت : اگر مال نباشد ؟ گفت : سكوت اختيار كند .
گفت : اگر سكوت نتواند ؟ گفت : مرگش بهتر .
1822 - از انواع ديوانگى
از محقّق تفتازانى در عكس از بديع در مطوّل :
طويت لإحراز الفنون و نيلها * رداء شبابي و الجنون فنون
فمنذ تعاطيت و خصنتها * تبيّن لي أنّ الفنون جنون
* * * آستين پيراهن جوانى را براى رسيدن و درك علوم و فنون بالا زدم و ديوانگى انواع و اقسام دارد . پس زمانى كه به آن رسيدم و اسرار آن را درك كردم ، فهميدم ، فنون و علوم چيزى جز ديوانگى نيست .
1823 - علم و ثروت
جمعت فنون العلم أبغي من الغنى * فقصّر بي عمّا سموت به القلّ
فقد بان لي أنّ المعالي بأسرها * فروع و أنّ المال فيها هو الأصل
( شيخ كمال الدّين ميثم بحرانى )
* * * تمامى علوم و صنايع را آموختم تا به ثروت و پول برسم ، پس نسبت به آنچه در نظر داشتم كوتاهى كردم و به آن دست نيافتم ؛ فهميدم كه تمامى علوم و حرفهها فرع هستند و آنچه اصل است همان ثروت و دارايى است .
1824 - برترى دين ، عمل و قدرت
حكيمى فرزند را گفت : اى پسركم ! بگذار دينت برتر از عقلت ، عملت بيش از سخنت و قدرتت بيش از ارزش جامهات باشد .