تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 745

مساهمون:

ص٧٤٥
صفات اخلاقى تو بىنظير است و حسودان و كينه‌ورزان تو زيادند . همهء مردمان به خوبىهاى تو رشك مىبرند و نظاره‌گر هستند پس از شر چشمانشان به يك عيب پناه مبر [ خود را صاحب يك عيب هم كه شده نشان بده تا از شر حسادت آنان در امان باشى ] .

1810 - خير دنيا ؟ !

أي خير يرجوا بنو الدّهر في الدهر * و مازال قاتلا لبنيه من يعمّر يفجع بفقد الأخلاء * و من مات فالمصيبة فيه
( خوارزمى ) * * * مردمان در دنيا به دنبال چه خوبى و خيرى جستجو مىنمايند درحالىكه هر روز جان يكى از آن‌ها را مىگيرد و مىكشد . هركه عمر طولانى نمايد پس همواره در ناراحتى دوستان و آشنايانش مىباشد و هركه بميرد خود او مصيبتى است كه بر بقيه افراد وارد شده است .

1811 - زندگىسوز

و يوم كتّنور الإماء سجرنه * و أوقدت فيه الجزل حتّى تضرما رميت بنفسي في أجيج سمومه * و بالعيش حتى بضّ منخرها دما
( بشّار ) * * * و روزى كه مانند حمام كنيزكان ، بسيار گرم و پر آتش بود و آنقدر در او هيزم خشك انداخته بودم كه آتش آن به آسمان زبانه مىكشيد . خود را داخل آتش و شعله‌هاى فروزانش انداختم و زندگى را نيز درون بادهاى گرم آن شعله‌ها انداختم تا از دو سوراخ بينىاش خون فوران زد .

1812 - ابر باران‌زا

و سحاب يجرّ في الأرض ذيلي * مطرف زره على الأفق زرا برقه لمحة و لكن له رعد * بطيء يكسوا المسامع وقرا كخلي منافق للذي يهواه * يبكي جهرا و يضحك سرا
( كشاجم )
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 745 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى