تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 744

مساهمون:

ص٧٤٤
* * * چقدر زمانه سنگين است آن‌گاه كه كسى بر او سوار شود ؛ اين را تجربه به من آموخته است . هيچ‌گاه از روزگار به خاطر خوبى و خيرى كه باعث آن شده تشكر و قدردانى مكن ؛ پس او از عمد به تو هديه نداده است . و حتما در تو اشتباه كرده و به خطا اين هديه را داده است مانند سيلاب كه هر جاى را خراب نمايد سيراب مىكند . و همين‌طور زهر كه همگان براى سيراب شدن ، او را مىنوشند .

1807 - مسكين واقعى

حكيمى گفته : بنى آدم را مسكين توان گفت ؛ اگر چندان‌كه از فقر ، انديشناك است ، از آتش خايف بودى ، از آتش و فقر نجات مىيافت و اگر چندان‌كه دنيا را طالب است ، آخرت را راغب مىشد ، بىشكّ بهشت از آن وى مىشد و اگر چندان‌كه در ظاهر از خلق خدا ترسد ، در باطن از خدا ترسيدى ، در دارين بهره‌مند مىبود .

1808 - سرانجام زياده‌خواهى

أهمّ بشيء و الليالي كأنّها * تطاردني عن كونه و أطارد وحيدا من الخلّان في كلّ بلدة * إذا عظم المطلوب قلّ المساعد
( ابو طيب ) * * * هرگاه قصد و عزم چيزى را [ علم يا مطلب و صفات بالاى اخلاق ] مىنمايم ؛ شب‌ها با سرعت پىدرپى هم مىگذرند و گويى به دنبال من مىدوند و من نيز همين‌گونه هستم ؛ تنها و يگانه از هر دوستى در هر شهرى ، پس هرگاه خواسته انسان بزرگ شد همانا ياور و كمك‌كار كم مىشود .

1809 - در امان از شرّ حسودان

يا كامل الأدوات منفرد العلا * و المكرمات و يا كثير الحاسد شخص الأنام إلى جمالك فاستعذ * من شرّ أعينهم بعيب واحد
( كشاجم ) * * * اى كسى كه به نهايت درجه كمال ذاتى رسيده‌اى و در ارزش‌ها يگانه هستى و