لو أنّها يوم المعاد صحيفتي * ما سرّ قلبي كونها بيضاء
( ابن تلعكبرى )
* * * اى پيرى ! تو را چه شده است كه هنوز زمان تو فرانرسيده موهاى سياه مرا حقير كردهاى . عجله نكن ! پس قسم به كسى كه تاريكى را آفريد دو طرف شب ، روشنايى است . پس همانا روز قيامت نامه اعمال من سفيد خواهد بود و همين براى خوشحالى قلب من كافى است .
1493 - تعجيل
إن تدعني خاليا من لوعتي فلقد * أجاب دمعي و ما الداعي سوى طلل
عاتبت إنسان عيني في تسرّعه * فقال لي خلق الانسان من عجل
( شرف الدّين شيخ الشيوخ نجماة ( بحماة خ ل ) )
* * * اگر مرا بىغم و غصه بخواهى پس همانا اشكهايم جواب خواهند و علت آن همان خانههاى خالى از سكنه است . مردمك چشم خود را سرزنش كردم در عجله به سوى تو ( چون او اوّل از همه گريه كرده و اشك باريد ) پس او در جواب مىگفت : انسان از عجله ساخته شده است .
1494 - انسب و افخر !
نقل است : « كثير » شاعر به نزد « فرزدق » رفته ، فرزدق وى را گفته : يا ابا صخر ! مگر تو انسب عربى كه گفتهاى :
أريد لانسى ذكرها فكأنما * تمثل لي ليلى بكل سبيل
* * * مىخواهم او را فراموش كنم و از ياد ببرم پس هر لحظه در هر سير ليلى بر من ظهور مىنمايد .
« كثير » هم در جواب گفت : مگر تو افخر عربى كه گفتهاى :
ترى الناس إن سرنا يسيرون خلفنا * و إن نحن أو مأنا إلى الناس وقفوا
* * * مردم را مىبينى به هرجهت حركت كنيم آنها پشت سر ما در حركتند و اگر اشاره كنيم آنها از حركت باز مىايستند .