1490 - عاقبتانديشى
تصبر للعواقب و احتسبها * فأنت من الحوادث في اثنتين
تريحك بالمنا أو بالمنايا * فانّ الموت إحدى الراحتين
* * * همواره بر عواقب و پايان كارها صبر كن كه همواره در حوادث دو گونه بيشتر نيستى ؛ يا با آرزوها و رسيدن به آن تو را راحت مىنمايد يا با مرگ ، پس مرگ يكى از راحتىهاى توست .
1491 - درد فراق
لامتّ قبلك بل أحيى و أنت معا * و لا أعيش إلى يوم تموتينا
لكن تعيش لما نهوى و نأمله * و يرغم اللّه فينا أنف واشينا
حتى إذا قدر الرحمن ميتتنا * و حال من أمرنا ما ليس يغنينا
متنا جميعا كغصني بانة ذبلا * من بعد ما نضرا أستسقيا حينا
في مثل طرفة عين لا أذوق شجي * من الممات و لا أيضا تذوقينا
( ابو عثمان سعيد بن حميد )
* * * هيچگاه قبل از تو نمىميرم بلكه همواره زنده هستم اگر تو كنار من باشى و هيچگاه زنده نمىمانم تا روزى كه با هم بميريم . و لكن زندگى مىنماييم براى آنچه دوست داريم و آرزو مىنماييم و خداوند بينى كسى كه براى ما بدى بخواهد به خاك خواهد ماليد . تا آن زمانى كه خداوند بخشنده مرگ ما را مقدّر نمايد و حالتى به ما اتفاق افتاد كه هيچ چيز نمىتواند به ما يارى بنمايد . همگى با هم مىميريم مانند دو ساقه از يك شاخه كه شكسته شده است و افسرده گشت بعد از سرسبزى هردو با هم و سيراب بودنشان . در يك آن جان خود را تقديم مىنمايم بدون اينكه هيچ دردى داشته باشم و ناراحتى و تو نيز اينچنين خواهى بود . ( يعنى هيچ كدام درد فراق را نخواهيم ديد ) .
1492 - دلخوشى
يا شيب كيف و ما انقضى زمن الصبا * عاجلت منّي اللّمة السوداء
لا تعجلنّ فو الذي جعل الدجى * من ليل طرفي البهيم ضياء