تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧

1249 - مشورت

قالوا تخلّ عن النسآء و مل إلى * حبّ الشباب فذا بلطفك أجمل فأجبتهم شاورت أيري قال لي * هذي مضائق لست فيها أدخل
( حسين بن ابراهيم ، مستوفى دمشق ) * * * گفتند از بانوان دل بكن و به جوانان ميل كن كه بر تو نيكوتر است ، ايشان را پاسخ گفتم كه مردانگى را مشاوره كردم و گفت اين بر من تنگ است و داخل نخواهم شد .

1250 - حسد

أغار إذا أنست في الحي أنة * حذارا و خوفا ان تكون لحبه
* * * همانا اگر صداى ناله‌اى در شهر به گوش برسد حسد مىبرم كه مبادا در عشق و دلدادگى او باشد .

1251 - مداوا با شراب

لعمرك ما شربت الخمر جهلا * و لكن بالأدلة و الفتاوي فانّي قد مرضت بدآئهم * فاشربها حلالا للتداوى
* * * قسم به جان تو ، من هيچ‌گاه شراب را از روى جهل و نادانى ننوشيدم بلكه از روى دليل و فتوى اين كار را انجام دادم . من به درد آن‌ها [ عشق آن‌ها ] گرفتار شدم پس فقط براى معالجه و مداوا آن را مىنوشم كه همانا حلال و شرعى است .

1252 - جاريهء رقاصه

« بدر بن عمّار » ، - ممدوح متنّبى - ، مادحى داشت مشهور به « ابن كروس » كه در سرعت ذهن و بديهه گفتن به مناسبت مقام ، حسد به متنبّى مىبرد . چه در مجلس آن‌چه مىگذشت ، به همان مضمون به بديهه ، شعرى انشا مىكرد . روزى ابن كروس به بدر گفت : گمان اين است كه متنبّى اين خيالات را پيشتر به خاطر آورده ، منظوم و مطابق آن مقدمه در مجلس بر سبيل مناسبت به ذكر آن پرداخته و الّا به هيچ‌گونه صورت امكان ندارد و بدر بن عمّار به تجربهء وى مجلس شراب آراسته ، تمثالى را در صورت جاريه كه زلفينش تا ميان و يكى از پاهايش مرفوع و شاخهء ريحانى