فيّاض . گفتند : كنيهات چيست ؟ گفت : « ابو النّدى » . « 1 » وى را گفتند : نبايد تو را ديد الّا در كشتى .
1239 - صاعد
كأن أباه حين سمّاه صاعدا * رأى كيف يرقي للمعالي و يصعد
( ابن رومى )
* * * همانا وقتى پدرش او را صاعد ( بالارونده و متعالى ) ناميد ، مىديد چگونه به سمت مقامات بالا مىرود و به بزرگى مىرسد .
1240 - محمود
و من قال إنّ القوم ذمّوك كاذب * و ما منك الا الفضل يوجد و الجود
و ما أحد الا لفضلك حامدا * و هل عيب بين الناس أن ذم محمود ؟
( قاضى شهاب الدّين )
* * * و هركه بگويد كه مردم تو را نكوهش كردند و بدىهاى تو را شمردهاند دروغ گفته است و هرچه از تو رسد همه بزرگى و بخشندگى است . و هيچ كس نيست مگر آنكه از خوبىهاى تو بگويد و آيا ايرادى دارد كه بين مردم بدىهاى اين چنين ستايش شدهاى و محمود [ نام شخص مقابل مىباشد ] را گفت ؟ ( يعنى آن قدر اين شخص فضيلت دارد كه بدىهايش به چشم نمىآيد و يافت نمىشود ) .
شاعرى در جواب وى شهاب الدّين قاضى گفته :
علمت بأنّي لم أذمّ بمجلس * و فيه كريم القول مثلك موجود
و لست أزكّي النفس إذ ليس نافعي * إذا ذمّ منّي الفعل و الاسم محمود
و ما يكره الإنسان من أكل لحمه * و قد آن أن يبلي و يأكله الدود
* * * من يقين دارم هيچگاه در مجلسى كه بزرگوارانى مانند تو حضور دارند مذمّت و بدگويى من نمىشود . و من خود را بىعيب و منزه نمىدانم زيرا هيچ نفعى براى من ندارد كه عمل ناشايست و مذمومى از من سرزند ؛ درحالىكه اسم من شايسته و پسنديده [ محمود ] مىباشد . و هيچگاه شخصى رضايت نمىدهد
هامش
( 1 ) . پدرنم .