* * * چون وعده دهد ، هيچگاه قول او به عمل ملحق نمىشود و چون تهديد كند ، ناگفته عمل مىنمايد .
1161 - شمشير
أنا أبيض كم جئت يوما أسودا * فاعدته بالنصر يوما أبيضا
ذكر إذا ما سل يوم كريهة * جعل الذكور من الأعادى حيضا
اختال ما بين المنايا و المنى * و أجول في وقت القضايا و القضا
( شهاب الدين ، احمد بن يوسف صفدى )
* * * من سپيدى هستم كه چه بسيار روزهايى كه سياه شدم ، پس به يارى من آن روز سپيد كردم . ( ذكرى ) مردى هستم ( ذكر نام شمشيرى است ) كه هرگاه از غلاف بيرون يابم دشمنان ذكور ( نام آورد يا مرد ) خود را به حيض درمىآورم [ اشاره به اينكه آنها را بدل به زن مىنمايم يا اينكه آنها را خونين خواهم كرد ] .
همواره بين آرزوها و مرگ در حركت هستم [ آرزوهاى صاحب خود و مرگ دشمن ] و همواره در ميان كشتن و زندگى جولان مىدهم .
1162 - نسيم بهشتى
أتتني بالأمس أبياته * تعلل روحي بروح الجنان
كبرد الشباب و برد الشراب * و ظل الأمان و نيل الأماني
و عهد الصبي و نسيم الصبا * و صفو الدنان و رجع القيان
( صاحب اسماعيل بن عبّاد )
* * * ديروز بيتهاى شعرى به من رسيد كه روح مرا به نسيم بهشتى متّصل مىسازد ؛ مانند خوشى ايّام جوانى و خوشى مستى و سايهسار عافيت و رسيدن به تمام آرزوها و مانند ايّام كودكى و باد صبا و ساقى صافى و ترانههاى كنيزكان .
1163 - لفظ « بين »
« حريرى » در « درة الغواص » گفته : « بين » ( يعنى لفظ بين ) داخل بر مثنى و مجموع مىشود نه بر