تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
امام جماعتى كه در هنگام ركوع چون هلال است و در ايستادن ، راست قامت ؛ گفت : خواندم . گفتمش : از خورشيد زيباتر ؛ گفت : ختم نمودم . گفتمش : بر قلب و دل ما خاتم نهادى .

1088 - در وصف تاجر

و تاجر أبصرته عشاقه * و الحرب فيما بينهم ثائر قال على م أقتتلوا هيهنا ؟ * قلت على عينك يا تاجر !
( ابن الغدوى ) * * * تاجر زيبارويى كه دوستانش در بين خود جنگ مىكردند ؛ پرسيد : براى چه باهم مىجنگيد ؟ گفتمش : براى چشمان تو اى تاجر !

1089 - واعظ

الواعظ الامرد هذا الذي * قد حير الأبصار و الأعينا و لفظه يأمرنا بالتقي * و لحظه يأمرنا بالخناء
( ابن الغدوى ) اين واعظ امرد ، همان است كه چشمان و ديدگان را به حيرت انداخته است . نام او ما را به تقوا مىخواند و ليكن چشمان او ما را به خيانت امر مىكند .

1090 - « فراء »

قلت لفراء فرا فؤادي * و زاد صدا و طال هجرا قد فر نومي و فر صبري * فقال لما عشقت فرا
( ابن الغدوى ) * * * به « فراء » گفتم : قلب من فرار كرده است و دورى و هجران زياد شده است ؛ خواب از من گريخته و صبر هم فرار كرده است . گفت : براى اين است كه عاشق « فراء » شده‌اى .
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 425 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى