امام جماعتى كه در هنگام ركوع چون هلال است و در ايستادن ، راست قامت ؛ گفت : خواندم . گفتمش : از خورشيد زيباتر ؛ گفت : ختم نمودم . گفتمش : بر قلب و دل ما خاتم نهادى .
1088 - در وصف تاجر
و تاجر أبصرته عشاقه * و الحرب فيما بينهم ثائر
قال على م أقتتلوا هيهنا ؟ * قلت على عينك يا تاجر !
( ابن الغدوى )
* * * تاجر زيبارويى كه دوستانش در بين خود جنگ مىكردند ؛ پرسيد : براى چه باهم مىجنگيد ؟ گفتمش : براى چشمان تو اى تاجر !
1089 - واعظ
الواعظ الامرد هذا الذي * قد حير الأبصار و الأعينا
و لفظه يأمرنا بالتقي * و لحظه يأمرنا بالخناء
( ابن الغدوى )
اين واعظ امرد ، همان است كه چشمان و ديدگان را به حيرت انداخته است . نام او ما را به تقوا مىخواند و ليكن چشمان او ما را به خيانت امر مىكند .
1090 - « فراء »
قلت لفراء فرا فؤادي * و زاد صدا و طال هجرا
قد فر نومي و فر صبري * فقال لما عشقت فرا
( ابن الغدوى )
* * * به « فراء » گفتم : قلب من فرار كرده است و دورى و هجران زياد شده است ؛ خواب از من گريخته و صبر هم فرار كرده است . گفت : براى اين است كه عاشق « فراء » شدهاى .