تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨

1043 - سهل‌انگارى

سهل‌انگارى در امرى ، از قلّت معرفت به آن امر است .

1044 - دلدادگى

نقل است : روزى « ابن فارض » بر لب دجله نشسته ، شاخ گاوى در دست داشت و بر ران خود مىزد تا كه مجروح گرديد ، بىخود از اين‌كه مجروح شده ، اين اشعار را ذكر مىكرد :
كان لي قلب اعيش به * ضاع مني في تقلبه ربّ فاردده على فقد * ضاق صدري في تطلبه فاغيث مادام بىرمق * يا غياث المستغيث به
* * * دلى داشتم كه با آن خوش بودم و زندگى مىكردم ؛ او را در گردش ايام از دست دادم . خدايا ! او را به من بازگردان كه در جستجوى او سينه‌ام تنگ شده است . پس تا مرا حياتى هست ، به فريادم برس ! اى فريادرس هر گرفتارى . روايت است روز ديگر به اين دو بيت مترنّم بود :
تريد مني اختبار سري * و قد علمت المراد مني و ليس لي في سواك حظّ * فكيف ما شئت فاختبرني
* * * مىخواهى نهان قلب مرا آزمايش نمايى ، درحالىكه تو به مراد دل من آگاهى و من در غير تو هيچ لذّت و بهره‌اى ندارم ؛ پس هرگونه مىخواهى مرا آزمايش كن ! پس وى را حبس البول عارض شده ، با وجود شدّت درد ، باز در طريقهء عبوديّت سالك و بر جادّهء صبر و شكر ثابت بوده ، يكى از رفقا او را در خواب ديد كه در بارگاه حكيم على الاطلاق استشفاى خود مىكرد . كيفيّت واقعه را به وى گفت : دانست تأدّب به آداب عبوديّت بوده ، چه دعا دال بر عبوديّت و اظهار عجز و افتقار است . همان دم از خانه برون شده ، شهر و برزن را گشته ، به هر مكتبخانه كه مىرسيد ، معلّم و مكتبى را مىگفت : از براى عمّ كذّاب خود دعاى خيرى كنيد .

1045 - كتمان حاجات

براى رسيدن به حاجات ، آن‌ها را كتمان كنيد . « 1 »
هامش
( 1 ) . عوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 285 .