تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
مىشود . اگر آن صورت روحانى ، از حركت قوّهء عقليّه است ، فرشته‌اى از آن خلق مىكنند كه در دنيا نديم و در آخرت انيس تو باشد تا هم در دنيا از مصاحبتش مشعوف و هم در آخرت به نور او هدايت شوى و اگر از قوّهء غضبيّه و يا شهويّه حاصل شود ، شيطانى از آن خلق مىكنند كه در حال حيات ، تو را آزار دهد و در ممات محجوب از نور حق دارد .

369 - معرفت

« ذو النون مصرى » « 1 » را در حال احتضار گفتند : چه آرزو مىكنى ؟ گفت : آرزو دارم يك لحظه پيش از مرگ ، خدا را شناخته باشم . گفته‌اند : « ذو النون » را مولد و مقام ديار « نوبه » بود و در سال دويست و چهل و پنج وفات يافت .

370 - علم حضورى يا حصولى

در حديث نبوى است : « ما عند ربّك صباح و لا مساء » . « 2 » علماى حديث گفته‌اند : مراد از اين حديث ، اين است كه علم حق سبحانه تعالى حضورى و نه چنان‌كه عقيدهء صوفيه و حكماى اشراقى است ، حصولى مىباشد . علم حضورى بسان علم ما ، متّصف به ماضى و حال و مستقبل نيست . « جميع ما سوى اللّه بذاتهم و اعراضهم و احوالهم ازلّا » ، در نزد ذات پروردگار موجوداند .
لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ
، « 3 » و مثال به ريسمان رنگارنگ آورده‌اند كه در پيش چشم مور نگه دارند . چون بينايى مور قاصر است ، بسان آن كس كه ريسمان را در دست دارد ، به يكباره رنگ‌هاى مختلف آن را مشاهده نمىكند . تا رنگى نگذرد ، رنگ ديگر به نظرش نمىآيد . پس علم حق سبحانه و تعالى به كلّ اشياء ، را كسى كه ريسمان در دست دارد ، قياس بايد كرد و علم ما را ، علم آن مور بايد پنداشت كه ماضى و حال و مستقبل ، جهت آن حاصل مىشود و در اين‌باره عارف رومى ، « مولوى » ، در مثنوى معنوى چه خوش سروده است :
لا مكانى كه در آن نور خداست * ماضى و مستقبل و حال از كجاست ؟ ماضى و مستقبلش پيش تو است * هر دو يك چيز است ، پندارى دو است
هامش
( 1 ) . ملقّب به « ابو الفيّاض » ، معاصر متوكّل عباسى . ( 2 ) . « در محضر پروردگار صبح و شام نيست » . ( 3 ) . سورهء سبا ، آيهء 3 . ( و ذرّه‌اى ، نه در آسمان‌ها و نه در زمين ، از او پوشيده نيست . . . )