تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠

371 - بوى يار

از باد صبا دلم چو بوى تو گرفت * بگذاشت مرا و جستجوى تو گرفت اكنون ز من خسته نمىآرد ياد * بوى تو گرفته بود و خوى تو گرفت
( ابو سعيد ابو الخير )

372 - آتش عشق

مرحبا اى عشق خوش سوداى ما ! * اى طبيب جمله علّت‌هاى ما اى دواى نخوت و ناموس ما * اى تو افلاطون و جالينوس ما جسم خاك از عشق بر افلاك شد * كوه در رقص آمد و چالاك شد آتش عشق است كاندر نِى فتاد * جوشش عشق است كاندر مِى فتاد عشق و ناموس اى برادر ! راست نيست * بر در ناموس ، اى عاشق ! نايست ! هرچه غير سوزش و ديوانگى است * اندر اين ره دورى و بيگانگى است آتشى از عشق در جان برفروز ! * سر به سر فكر و عبادت را بسوز ! عارفان كز جام حق نوشيده‌اند * رازها دانسته و پوشيده‌اند سرِّ غيب آن را سزد آموختن * كو زِ گفتن لب تواند دوختن
( مثنوى معنوى مولوى )

373 - عطش عشق

سقوني و قالوا لا تغنّى و لو سقوا * جبال سراة ما سقيت لغنت
( حسين بن منصور حلّاج ) * * * مرا شرابى نوشاندند و گفتند : نخوان . گرچه ، اگر به كوه‌هاى « سراة » « 1 » مىنوشاندند به آواز مىآمدند .

374 - غم عشق

بر ياد قدت ، دلِ رهى ناله كند * چون مرغ كه بر سرو سَهى ناله كند
هامش
( 1 ) . « سراة » : نام رشته كوهى در شمال شبه جزيره عربستان .