همچنين از « جبايى » مروى است : آنانكه معصيت از ايشان صادر مىشود يا علم به گناه آن ندارند يا اينكه به تأويلى در اينباره مخطى بوده و تفريطى بر استدلال حسن آن كردهاند و « رمانى » ، اين وجه را به اينكه بر خلاف اجماع مفسران است ، ضعيف شمرده است ، زيرا اگر كسى گناهى از او صادر شود و بداند كه معصيت است ، توبه از او قبول نمىشود . سخن خداوند تعالى در
إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ
، « 1 » مفيد اين است كه ، توبه از براى جاهل است نه از بهر عالم به گناه .
377 - راكن
در « كافى » در باب « معيشت » ، دربارهء « عمل سلطان » از ابا عبد اللّه عليه السّلام در تفسير آيهء كريمهء
وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ
« 2 » مسطور است : « راكن » كسى است كه به نزد سلطان رود و از ملاقات وى خشنود شود تا به چيزى از مال دنيا منتفع گردد . « 3 »
378 - موعظه عظيم
در پايان مجلس هفتاد و ششم از « امالى ابن بابويه » مكتوب است كه : « هارون الرشيد » مكتوبى به « ابا الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام » به قلم درآورده كه : مرا وعظى ده ! در جواب گفت : در هرچه نظر كنى ، موعظهء عظيمى است . « 4 »
379 - تصوّف
از « ابو سعيد » سؤال نمودند : تصوّف چيست ؟ گفت : صرف وقت است در آنچه به آن وقت اولى باشد . ديگرى گفته : تصوّف اعراض از ما سوى اللّه است .
هامش
( 1 ) . سورهء نسا ، آيهء 17 . ( جز اين نيست كه پذيرش توبه از جانب خداوند فقط براى كسانى است كه از روى نادانى بدى مىكنند . . . ) .
( 2 ) . سورهء هود ، آيهء 113 . ( و به كسانى كه ستم كردهاند تمايل نشان ندهيد كه آتش [ دوزخ ] شما را مىگيرد . . . )
( 3 ) . كافى ، ج 5 ، ص 108 .
( 4 ) . امالى صدوق ، ص 509 .