تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦

360 - انوار الهى

يكى از عرفا چنين سروده است :
در كون و مكان ، فاعل مختار يكى است * آرنده و دارندهء اطوار ، يكى است از روزن عقل اگر برون آرى سر * روشن شَوَدت كين همه انوار ، يكى است
( ناشناس )

361 - نتيجه قلندرى

تا شمع قلندرى بهايى افروخت * از رشتهء زنّار دو صد خرقه بدوخت دى پير مغان گرفت تعليم از او * و امروز ، دو صد مسأله مفتى آموخت
( شيخ بهايى )

362 - نيروى عشق

جاذبهء دل‌ها به جانب مغناطيس ، حسن عشق است و از كيفيّت آن جاذبه ، كسى آگاه نيست . عباراتى كه آن را بيان كند ، پرده‌برانداز حجب و ابهام نمىباشد ؛ مثال آن را به حسن شعر آورده‌اند . چيزى است از قوّهء درك و فهم بعيد و اداى آن هم به عبارت غير ممكن است . « وزن شعر » را هم مىتوان گفت كه موزون است ليكن به ادا نمودن صورت ، امكان ندارد .

363 - وصف العشق

يكى از حكما گفته : هركس كه تعريف « حسن » را كرده ، حسن را نشناخته است و در اين‌باره چه خوش سروده است :
قال الخلي الهوى محال * فقلت لو ذقته عرفته فقال هل غير شغل قلب * إن أنت لم ترضه صرفته و هل سوى زفرة و دمع ؟ * إن هو لم يزدجر كففته فقلت من بعد كل وصف * لم تعرف الحب إذ وصفته
( عبد اللّه بن اسباط قيروانى ) * * * آن خالى از عشق گفت : عشق محال است و من گفتم : اگر آن را چشيدى ، خواهى
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 156 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى