گويند : مَكُن ناله ! و اين غم كه مراست * بر دل نَه ، كه بر كوه نهى ، ناله كند « 1 »
( كمال الدّين اسماعيل )
375 - در عجب از آدمى
عارف « سنايى » - كه تربتش پاك باد ! - چه زيبا سروده است :
تو را ايزد همى گويد كه در دنيا مخور باده ! * تو را ترسا همى گويد كه در صفرا مخور حلوا !
ز بهر دين ، نه بگذارى حرام از گفتهء يزدان * و ليك از بهر تن مانى حلال از گفتهء ترسا
376 - تفسيرى از مرحوم طبرسى
شيخ ثقه - « امين الدين ابو على طبرسى » - دربارهء آيهء كريمهء
إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ
، « 2 » چندين وجوه مختلف ، در معنى « جهالت » ، ايراد نمودهاند . از جمله :
« ابن عبّاس » و « عطاء » ، « مجاهد » و « قتاده » ؛ روايت كردهاند : هر معصيتى كه از بشر صادر شود ، اگر بر سبيل عمد هم باشد ، محض جهالت است . زيرا جهل است كه تلخى معاصى را در مذاق ، شيرين و بشر را به آن ترغيب مىكند .
از حضرت امام صادق عليه السّلام « 3 » نيز منقول است : هر گناهى از بشر ظهور كند ، اگرچه هم بدان عالم باشد ، در صورتى كه نفس خود را در مخاطرهء معصيت انداخت ، جاهل است . چنانكه خداوند ، سخن يوسف عليه السّلام را به برادرانش حكايت مىكند :
قالَ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ
؛ « 4 » با وصف اينكه برادران ، آنچه با يوسف كردند ، عمدا بود ، ليكن چون خود را در مخاطرهء معصيت حق سبحانه و تعالى انداختند ، ايشان را به جهل منسوب فرموده .
علماى قرّاء نيز گفتهاند : معنى « جهالت » اين است كه بداهت حقيقت و كنه عقوبتى كه در آن معصيت است ، شما را معلوم نيست .
هامش
( 1 ) . ( متوفى 635 ه )
( 2 ) . سورهء نسا ، آيهء 17 ، ( جز اين نيست كه پذيرش توبه از جانب خدا فقط براى كسانى است كه از روى نادانى بدى مىكنند . . . )
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 31 ، ص 32 .
( 4 ) . سورهء يوسف ، آيهء 89 . ( گفت : آيا دانستيد با يوسف و برادرش چه كرديد آنگاه كه جاهل بوديد ؟ ) .