تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
مبشِّر از پى آن ، تا كه مژده آرد زود * روا بود كه دو منزل يكى كند در راه « 1 »
( مجد همگر )

254 - سخن

هركه سخن را به سخن ضم كند * قطره‌اى از خون جگر كم كند
( عبدى گنابادى )

255 - در مذمت بسيارگويى

باده نى در هر سرى شر مىكند * آن‌چنان را آن‌چنان‌تر مىكند گر بود عاقل ، نكوتر مىشود * ور بود ديوانه بدتر مىشود ليك چون اغلب بدند و بد پسند * بر همه مى را محرّم كرده‌اند حكم غالب راست ، چون اغلب بَدَند * تيغ را از دست رهزن بِستدند
( مثنوى مولوى - دفتر چهارم )

256 - ذات حق

مجموعهء كَونين به آيين بستن * كرديم تفحّص وَرَقا بعدِ وَرَق حقّا كه نخوانديم و نديديم در او * جز ذات حق و شؤون ذاتيّهء حق « 2 »

257 - در شناخت دوست و دشمن

خاقانيا ! به تقويت دوست دل مبند ! * وز غصه و شكايت دشمن ، جگر مخور ! بر هيچ دوست تكيه مزن ! كو به عاقبت * دشمن نمايد و نبرد دوستى به سر گر دوست از غرور هنر بيندت نه عيب * دشمن به عيب كردنت افزون كند هنر پس دوست ، دشمن است ، به انصاف باز بين ! * پس دشمن است دوست ، به تحقيق در نگر ! گر عقلت اين سخن نپذيرد كه گفته‌ام * اين عقل را نتيجهء ديوانگى شمر « 3 »
( خاقانى )
هامش
( 1 ) . متوفى 686 . ( 2 ) . به نقل از مؤلف اين شعر از « جامى » است هرچند در هيچ يك از نسخه‌هاى موجود ديوان جامى نبوده است . ( 3 ) . ديوان خاقانى - چاپ سجادى - ص 885 - 884 .
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 130 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى